نهج البلاغه
ترجمه ى سيد جعفر شهيدى بر اساس نسخه ى محمد عبده و تطبيق با نسخه ى ابن ابى الحديد و صبحى صالح. اين اثر زيباترين و رساترين ترجمه اى است كه از نهج البلاغه صورت گرفته و در عين رعايت امانت در ترجمه، صنايع ادبى و آرايشهاى لفظى كلام حفظ شده، بويژه سجع و موازنه ى جملات در برگردان فارسى تا حد امكان جلوه يافته است. مترجم محترم درباره ى سبك ترجمه ى خويش چنين نوشته است:'كوشش مترجم بر اين بوده است كه تا حد ممكن صناعتهاى لفظى را نيز در ترجمه رعايت كند، اما بر اين دقيقه آگاه بوده است كه نبايد معنى فداى آرايش لفظ گردد. بدين رو در حد توانايى كوشيده است هر دو جنبه رعايت شود.' [ نهج البلاغه، ترجمه ى سيد جعفر شهيدى، مقدمه، ص كج. ]اين ترجمه داراى تعليقاتى سودمند در روشن ساختن وضع اشخاص و يا اجتماع و يا معنى واژه ها و كاربرد آنو يا تاثير گفتار امام در سرايندگان و نويسندگان است، [ همان. ] و نيز چند فهرست راهنما ضميمه ى آن است.
نمونه ى ترجمه
'رحم الله امرا سمع حكما فوعى و دعى الى رشاد فدنا و اخذ بحجزه هادفنجا. راقب ربه و خاف ذنبه، قدم خالصا و عمل صالحا. اكتسب مذخورا و اجتنب محذورا و رمى غرضا و احرز عوضا. كابر هواهو كذب مناه. جعل الصبر مطيه نجاته و التقوى عده وفاته. ركب الطريقه الغراء و لزم المحجه البيضاء. اغتنم المهل و بادر الاجل و تزود من العمل.' [ نهج البلاغه، خطبه ى 76. ]
خدا يامرزد مردى را كه حكمى راشنيد و نيك فهم ك رد و به رستگارى خوانده شد و بدان رو آورد و در پى راهمايى افتاد ورهيد و خود را حاضر ديد و از گناه ترسيد. توشه پيش فرستاد و كرده ى نيك براى ذخيرت ورزيد. و از آنچه پرهيز بايد، دورى گزيد. در پى حق رفت و بدان رسيد، آرزو را سركوب كرد و با هوس خويش جنگيد، شكيبايى را مركب نجات ساخت و پرهيزگارى را برگ روز وفات. راه روشن را پيش گرفت و طريق راست را مسير خويش گرفت. فرصت زندگى را غنيمت شمرد و بر اجل پيشى گرفت و كار نيك ذخيرت كرد. [ نهج البلاغه، ترجمه ى سيد جعفر شهيدى، ص 56. ]