تبعيض ممنوع - اعجوبه قرن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اعجوبه قرن - نسخه متنی

علی محمد گودرزی، حمید بوربور، اباصلت رسولی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تبعيض ممنوع

يكي از پرسنل نهاجا

در يكي از يكانهاي نيروي هوايي ، مسئول خبازخانه بودم و براي جيرة غذايي سربازان نان بربري درست مي‌كرديم از فرط علاقه‌اي كه به تيمسار اردستاني داشتم ، يك روز براي اينكه بخشي از محبتهاي ايشان را جبران كنم ، چند قرص نان بربري خوب و كنجد زده طبخ كردم و به دفتر كارش بردم تا براي صبحانه ميل كند

از آجودان خواستم اجازه بدهد به دفتر تيمسار بروم ، آجودان گفت

- تيمسار خودشان گفته‌اند كه نان بياوريد ؟

- نه ، من خودم آورده‌ام

- با شناختي كه من از تيمسار دارم فكر نمي‌كنم بپذيرد ولي به هر حال الآن هماهنگ مي‌كنم

آجودان ، با اكراه ، گوشي تلفن را برداشت و به تيمسار ورود مرا اطلاع داد و كسب اجازه كرد اما از اينكه براي چه كاري آمده‌ام ، هيچ نگفت تيمسار نيز موافقتش را اعلام كرد

در زدم و با نانهايي كه در دست داشتم وارد اتاق شدم تيمسار خيلي گرم مرا تحويل گرفت و گفت

- بفرماييد ! كاري داشتيد ، مشكلي پيش آمده ؟

- خير تيمسار ، هيچ مشكلي نيست فقط چند قرص نان براي شما آورده‌ام تا براي صبحانه ميل كنيد

وقتي اين حرف را شنيد ، چهرة خندانش به يكباره تغيير حالت داد و يكي از نانها را از دستم گرفت و به دقت ورانداز كرد در حالي كه چهره‌اش در هم شد ، رو به من كرد و گفت

- آيا نان سربازها هم همين‌طور است ؟

- خير تيمسار ، آنها كنجد ندارند و از لحاظ كيفيت هم به خوبي اينها نيست

- خيلي زود اينها را برگردان ! اگر شما را نمي‌شناختم خيلي دلگير مي‌شدم و شما را سرزنش مي‌كردم به جاي اين كارها سعي كن كيفيت نان سربازها بهتر شود

من كه از كار خود شرمنده شده بودم ، در حالي كه مرتب از تيمسار عذرخواهي مي‌كردم ، اجازة‌مرخصي خواسته و اتاق را ترك كردم

/ 109