زهرا اردستاني ، خواهر شهيد يكي از خصلتهاي بارز برادرم حاج مصطفي انفاق در راه خداوند بود او همواره فقرا و درماندگان را ياري ميرساند و به ما نيز توصيه ميكرد كه اينگونه باشيم در طول دوران دفاع مقدس ، هر بار كه از پروازي مهم و جانانه بازميگشت با ما تماس ميگرفت و ميگفت برايم گوسفند قرباني كنيد ما نيز چنين ميكرديم و گوشت قرباني را به طور كامل بين خانوادههاي نيازمند تقسيم ميكرديم ، در حالي كه خود هيچ گونه سهمي نميبرديم يك بار به هنگام بازگشت از مأموريتي جنگي ، بال هواپيمايش توسط دشمن بعثي مورد اصابت موشك قرار ميگيرد و كنترل هواپيما را به طور كامل از دست ميدهد حاج مصطفي نقل ميكرد ، در اين هنگام به ياد خانم فاطمة زهرا س افتادم ، از اعماق قلبم نام او را به زبان جاري كردم و از ايشان مدد جستم لحظاتي بعد ، گويي شخصي جلو ديدگانم ظاهر شد و گفت شما ميتواني راحت به پروازت ادامه دهي بار ديگر كنترل فرامين هواپيما را در دست گرفتم گويي كه هيچ گونه مشكلي به وجود نيامده است فراميني كه تا چند لحظه قبل در اختيارم نبودند ، حال به خوبي وظايفشان را انجام ميدادند حال و هواي خاصي پيدا كرده بودم گويي به سوي عرش خدا پرواز ميكردم بياختيار قطرات اشك از ديدگانم جاري شده بود و هايهاي براي مظلوميت خانم فاطمه زهرا ميگريستم او همواره از اين خاطره به عنوان يكي از امدادهاي غيبي ياد ميكرد و به من ميگفت - خواهر جان ميداني ، ما كه از خود چيزي نداريم ، هر چه داريم از حضرت فاطمه س و فرزندان اوست