نيافريده. هيچ مىبينى كه نعيم دنيا را مزد و پاداش مطيعان نكرده و نمىبينى كه بلاى دنيا را عقوبت
گناهكاران قرار نداده؟!(11)
شيوههاى تبليغى حضرت لقمان
در حالى كه لقمان به حكمت و فرزانگى مشهور است، مىتوان شيوههاى متعددى را از سلوك تبليغى اوبهويژه از درون حكمت لقمانى برداشت نمود:
1 . احساس مسؤوليت دائم براى ارشاد مردم
با آن كه طبق قول مشهور، لقمان بهمقام نبوت نايل نشده بود، اما همواره بنابر وظيفهاى كه بر عهدهدانشمندان و فرهيختگان است بهارشاد و هدايت مردم همت مىگماشت و احساس مسؤوليت تبليغى در رفتارش
كاملاً مشهود بود. علاوه بر وعظها و اندرزهايى كه در برخوردهاى فردى و اجتماعى و خطاب بهافراد و
گروهها اظهار مىنمود، در پى يافتن فرصتهاى جديد براى اعمال شيوههاى ديگر تبليغ نيزبود؛
لقمان هرگز از دو نفر كه نزاع و برخوردى داشتند نگذشت مگر آن كه بين آن دو را اصلاح كرد و از آن دو
عبور نكرد مگر پس از آن كه دوستدار يكديگر شدند، و هرگز سخن نيكويى نشنيد مگر آن كه تفسيرش را پرسيد...لقمان بسيار با فقها و حكيمان نشست و برخاست مىكرد و به ديدن قاضيان و پادشاهان مىرفت و براى
ايشان دلسوزى و خيرخواهى مىكرد كه چگونه به ملك و سلطنت دل بسته و از خدا روىگرداندهاند؟!(12)