محور چهارم: پاى‏بندى به حقيقت و پرهيز از هر كذب و باطل - اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان - نسخه متنی

مصطفی عباسی مقدم

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بدين ترتيب، يكى از مهم‏ترين شيوه‏هاى دعوت پيامبر، به ويژه پس از تحكيم
پايه‏هاى حاكميت در مكه ارسال نامه‏هاى مستقيم براى دعوت پادشاهان قطب‏هاى مهم قدرت آن زمان بود؛
ازجمله اين پادشاهان، هرقل بزرگ روميان و كسرى‏ بزرگ فارس بودند:

(از محمدبن عبدالله به بزرگ روميان
- از محمد بن عبدالله به كسرى بزرگ فارس...)

حاصل اين نامه‏نگارى‏ها كه رقم آنها را مختلف ذكر كرده‏اند و ابن هشام تنها ده‏نامه را با ذكر
نامِ نامه‏رسان نقل كرده است، در مجموع موفقيت آميز بود، چه، بيشتر مخاطبان اسلام آورده و يا سخت در
هراس شدند؛ قيصر روم از ترس روميان اسلام نياورد و با ارسال هدايايى پاسخ داد. خسرو پرويز علاوه بر
نپذيرفتن دعوت، اهانت نيز نمود. دو فرمانرواى ديگر نيز تسليم نشدند اما ديگران جملگى تحت تأثير كامل
دعوت واقع گرديدند.(62)

حداقل تأثير اين نامه‏ها آن بود كه دعوت اسلامى به‏طور رسمى به همه مناطق رسيد و مخالفان، خطرى
عظيم و قريب الوقوع را به طور جدى حس كردند. مطالعه نامه‏هاى مذكور نشان مى‏دهد كه محور و محتواى
آنها دستور به قبول اسلام، معرفى اصول اسلام و اشاره به مشتركات اديان و ملل و هشدار به عاقبت سوء
نافرمانى بوده‏است. طبرى زمان اين مكاتبه‏ها را از هنگام صلح در سال ششم تا وفات رسول‏خدا(ص)
دانسته است.(63)

محور چهارم: پاى‏بندى به حقيقت و پرهيز از هر كذب و باطل

در دنيايى كه در بيشتر اعصار، محل عرضه باطل به نام حق بوده و مكاتب بسيارى حقيقت را فداى كذب كرده و
يا حق را با باطل درآميخته‏اند، پيامبر اكرم، دعوتگر حقيقت محض است و هرگز باطلى را، هرچند در ظاهر
به سود آيين نو ظهورش باشد و مسير دعوتش را هموار كند، به دين حق وارد نمى‏سازد. و چه دشوار است اين
جداسازى دقيق حق و باطل و تميز صدق و كذب، در جهانى كه پر از مصلحت‏بينى و بى‏تفاوتى است.

قطع نظر از پرهيز شخص پيامبر از كذب و باطل، نكته مهم‏تر، موضعگيرى‏هاى قاطع و تكان‏دهنده آن حضرت
در مقابله با جريان‏هايى است كه به‏ظاهر تقويت‏كننده دين و در واقع مخرب اساس ديانت است و رسول
گرامى هرگز بنابر مصلحت‏بينى ظاهرگرايانه، به وضع موجود - هرچند نسبتاً مطلوب باشد - راضى نمى‏شود
و بانهيبى مردم را از فريفتن و فريفته‏شدن و دستخوش فتنه شدن باز مى‏دارد و محوربودن حق و حقيقت را
گوشزد مى‏كند. اين استراتژى را در جلوه‏هاى گوناگون در شيوه‏هاى ذيل مشاهده مى‏كنيم.

/ 429