وظايف رهبر در مقابل فرماندهان سپاه اسلام - آیین کشور داری از دیدگاه امام علی (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آیین کشور داری از دیدگاه امام علی (ع) - نسخه متنی

محمد فاضل لنکرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

وظايف رهبر در مقابل فرماندهان سپاه اسلام

على عليه السلام هرگز مسئله اى را تنها از يك جهت و به صورت يك بعدى نگاه نمى كند، بلكه همواره ابعاد گوناگون مسائل را در نظر مى گيرد. اگر از ديدگاه وى وظايف و شرايط و خصايلى براى سپاه اسلام و به ويژه فرماندهان تعيين شده، وظايفى هم كه والى و رهبر يك جامعه ى اسلامى نسبت به ارتش و فرماندهان دارد، از نظر دور نمانده است.

براساس آنچه كه در منشور جاودانه ى على عليه السلام مطرح شده است، رهبر نيز در مقابل فرماندهان سپاه وظايفى دارد كه اهم آنها به طور خلاصه از اين قرار است:

1. مهربانى همه جانبه با فرماندهان، همچون مهربانى پدر و مادر خانواده نسبت به فرزندشان.

2. نيرو بخشيدن به فرماندهان، به طورى كه رهبر، از هيچ چيزى كه باعث قدرت يافتن آنها مى شود، دريغ نكند و آنچه را كه موجب تقويت و نيرومنديشان مى گردد، مشكل و بزرگ و غير عملى به حساب نياورد.

3. توجه دائمى نسبت به فرماندهان. بدين معنى كه رهبر مى بايست همواره از حال فرماندهان و مسائل زندگى آنان آگاه باشد، به آنها لطف و محبت داشته باشد و اين مسئله را ناچيز و بى اهميت نداند، زيرا ارتشيان و فرماندهان سپاه، وقتى به مناسبتهاى گوناگون از رهبر خود لطفهاى كوچك و بزرگ ببينند نسبت به وى حسن ظن پيدا مى كنند و همين باعث مى شود كه با او كمال همكارى و خيرخواهى را داشته باشند و در خدمتش به جان بكوشند.

4. رهبر نبايد به خاطر آنكه كارهاى بزرگى براى فرماندهان انجام داده و الطاف چشمگيرى نسبت به آنها كرده است، وظيفه ى خود را تمام شده بداند و ديگر از انجام كارهاى كوچك براى آنان خوددارى ورزد. بسا كارهاى ظاهرا ناچيزى و لطفهاى كوچك هستند كه بسيار ظريف و موثرند و در جلب محبت و جذب قلوب افراد نقش مهمى دارند.

پس فرماندهان نيز همانطور كه از رهبر خود انتظار كارهاى بزرگ دارند و به آن نيازمندند، از كارهاى كوچك و ظريف او نيز شادمان مى شوند و بر رهبر است كه هر كدام از اينگونه كارها را در موقع خود انجام دهد. حضرت در اين باره مى فرمايد:

ثم نفقد من امورهم ما يتفقد الوالدان من ولدهما و لا يتفاقمن فى نفسك شى ء قويتهم به و لا تحقرن لطفا تعاهدتهم به و ان قل فانه داعيه لهم الى بذل النصيحه لك و حسن الظن بك.

و لا تدفع تفقد لطيف امورهم اتكالا على جسيمها، فان لليسير من لطفك موضعا ينتفعون به و للجسيم موقعا لا يستغنون عنه.

ارتشيان را آنگونه تفقد كن كه والدين نسبت به فرزندانشان دلجويى مى كنند و هيچ چيز را كه در جهت تقويتشان صرف مى كنى، بزرگ مشمار و هيچ لطفى را كه بهانه ى احوالپرسى آنان قرار مى دهى - هر چند كم باشد - ناچيز مپندار، زيرا همين محبتهاى كم، آنان را وادار به خيرخواهى و حسن ظن نسبت به تو مى كند.

هرگز رسيدگى به مسائل و نيازهاى ناچيز سپاه را به خاطر انجام كارهاى بزرگشان وامگذار، زيرا همين الطاف جزيى جايگاه خاص خود دارد كه از آن سود مى برند و كارهاى بزرگ نيز موقعيتى دارد كه خود را از آن بى نياز نمى دانند.

با توجه به بيان على عليه السلام در اين مورد، نكات بسيار ظريف و حساس و دقيقى به دست مى آيد، از جمله ملاحظه مى شود كه اگر انتخاب فرماندهان شايسته و لايق براساس شرايط و معيارهاى بيان شده كار دشوارى است و اگر يافتن و به كار گماردن اينگونه فرماندهان براى رهبر نوعى توفيق مهم محسوب مى شود، همچنين حفظ و نگهدارى آنها و تشويق و دلگرم ساختن و تقويت دائمشان، هم مشكل تر و هم موفقيتى بزرگتر است. مسئله در اين است كه اينگونه فرماندهان افراد برجسته و با شخصيتى هستند كه ويژگيها و امتيازات مهمى دارند و نظاير آنان كمياب است.

از طرف ديگر فرماندهان با تمام وجود مسووليتهاى بزرگى را قبول كرده و جان بر كف گرفته اند و با ايثار و از خود گذشتگى قدم در راهى گذاشته اند كه سر و كارشان همواره با جنگ و قتال است و در واقع در هر قدم، مرگ و شهادت انتظارشان را مى كشد. پس اين ويژگيهاى برجسته و مسووليتهاى خطير، حقا مى تواند توقعات و انتظاراتى از رهبر، در قلب و روح آنها ايجاد كند كه برآورده كردن آن وظيفه اى دشوار و حساس بر دوش رهبر مى گذارد. در حقيقت، يك رهبر راستين موظف است در اين مواد با دقت و بلندنظرى و درك قوى و انديشه ى عميق به مسئله ى نگاه كند و كمال مراقبت را بجا آورد، چرا كه در اين موارد تنها مسائل مادى و احتياجات ظاهرى مطرح نيست، بلكه موضوع عواطف رقيق و ارواح حساس و نيازهاى معنوى و روحى مطرح است كه بى توجهى بدانها مى تواند موجب رنجش و دلسردى شود و حتى گاهى به فاجعه منتهى گردد. بدين جهت
مى بينيم على عليه السلام در اينجا رهبر را در موضعى قرار مى دهد كه حتى مى بايست نقشى چون نقش پدر و مادر را براى ارتشيان و فرماندهان ايفا كند.

/ 107