8 . آيت اللّه يوسف صانعى - مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
شخص جايز است كه اجازه دهد در حال حيات يا پس از مرگ بعضى اعضاى او كه حفظ نفس بيمارى بر آن متوقف نيست از قبيل انگشت دست قرنيه چشم و … را در مقابل وجه يا مجاناً به ديگرى پيوند زنند؟ جايز نيست. آيا مى توان از اعضاى بدن خوك به انسان پيوند زد؟ ظاهراً اشكالى ندارد چون بعد از پيوند جزء بدن انسان محسوب مى شود. اگر ندانيم جسدى كه در اختيار ما است جسد يك مسلمان است يا كافر آيا مجازيم آن را تشريح نماييم؟ داير مدار اين است كه ميّت در چه محلى باشد اگر در دارالاسلام و بلاد مسلمين است محكوم به اسلام است و تشريح آن بدون ضرورت جايز نيست. شخصى كه در اثر آسيب مغزى درك شعور شنوايى بينايى و حس خود را از دست داده فقط قلب او مى زند و حركت مى كند بفرماييد:
1 ـ آيا چنين شخصى از نظر احكام اسلام زنده است يا خير؟ 2 ـ آيا كسى اين شخص را در اين شرايط بكشد بايد ديه كامل بپردازد؟ 3 ـ اگر برداشتن عضوى از اعضاى وى در حال و شرايطى كه جايز باشد منوط به پس از مرگ وى باشد در چنين وضعى مى توان اقدام به عضوبردارى از او نمود؟ 4 ـ در صورتى كه با صرف هزينه هاى بسيار سنگين چنين بيمارى را بتوان براى مدتى زنده نگاه داشت آيا انجام اين كار واجب است؟(1) 5 ـ در صورت واجب بودن تا چه مقدار از اموال وى را بايد صرف اين كار نمود و آيا اجازه وارث اين شخص شرط است يا خير؟ در صورت داشتن وارث صغار چه بايد كرد؟ 6 ـ در صورتى كه اموال اين بيمار براى چنين هزينه اى كافى نباشد چه بايد نمود؟ 7 ـ آيا مى توان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از كار بيفتد؟ به طور كلّى ميزان در حكم به مرگ و ترتّب احكام موت و ميّت بر شخص داير مدار زهاق (خارج شدن) روح و حكم عرف به زهاق روح و مرگ او است و مادام كه عرف حكم نمى كند و او را زنده مى گويند تمام احكامى كه بر آن مترتب بود شرعاً مترتب است حتى ديه و قصاص;
بلى اگر برحسب عرف موت ثابت و مسلّم باشد ولى پزشك احتمال حيات او را بدهد هر عملى كه موجب قتل بشود نسبت به او جايز نيست ولى اگر كسى در اين فرض مرتكب قتل شود حكم به قصاص نمى شود و وجوب صرف مال يا عدم وجوب آن نيز داير مدار حكم عرف به حيات يا موت او است و در مسئله تفاصيل ديگرى نيز هست كه در اين جا به همين مقدار اكتفا مى شود.(1) 8 . آيت اللّه يوسف صانعى
تعدادى از بيماران به دليل ضايعات مغزى غيرقابل بازگشت و غيرقابل جبران فعاليت هاى قشر مغز خود را از دست داده در حالت اغماى كامل بوده و به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند ضمناً فعاليت هاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده