خلاصه و نتيجه گيرى - مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق - نسخه متنی

حسین حبیبی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مانند كسانى كه در طول تاريخ بر اثر يك سكته مدت ها ماه ها و سال ها زنده مانده و توانايى نفس كشيدن و زندگى كردن مانند يك گياه را داشته اند.(9) 2 ـ اغماى غيرقابل برگشت كه همان مرگ مغزى است و عبارت است از توقف غيرقابل برگشت كليه اعمال مغز. در اين نوع اغما ساقه مغز نيز مرده و زندگى نباتى هم وجود ندارد. پزشكى قانونى هم اين موضوع را تأييد مى كند به اين بيان كه:

وقتى شخصى را كه دچار اغماى معمولى شده و به دنبال آن پس از مدت يك هفته دو هفته و يا يك ماه مى ميرد سرش را كه در سالن تشريح پزشكى قانونى باز كنيم شكل مغز او مانند همه مغزها شكل طبيعى دارد در حالى كه شخصى كه بر اثر مرگ مغزى مى ميرد پس از گذشت چند روز از اعلام مرگ مغزى او وقتى كاسه سر او را برداريم مغز او ديگر شكل طبيعى ندارد و محتويات جمجمه او مانند يك كاسه پر از آش است و در واقع مغز اين شخص از همان زمان مرگ مغزى شروع به از بين رفتن و تبديل به مايعى زرد رنگ مى كند. لذا براى تكميل ضريب اطمينان از وقوع مرگ مغزى و رفع ابهام بايد تشخيص امر را به عهده كميسيونى مركب از پزشكان و جراحان متخصّص و معتمد مغز و اعصاب قرار داد تا پس از تأييد نهايى اين كميسيون مرگ مغزى افراد تأييد شود و حتى براى جلوگيرى از هرگونه احتمال خطايى مى توان تصميمات شورا را فقط در صورت اتفاق آرا پذيرفت.(10)

خلاصه و نتيجه گيرى

از مطالب عنوان شده در اين فصل نتايج زير به دست مى آيد:

1 ـ اختلاف فتوا در مسئله مرگ مغزى ناشى از ابهام در موضوع حكم در نزد فقها بوده است نه اختلاف در مبانى و استنباط از مدارك. بنابراين تلاش نگارنده در اين نوشتار در وهله نخست تنقيح موضوع مرگ مغزى و ارائه تصويرى روشن از موضوع حكم با يارى كارشناسان و متخصصان فن بوده است; اميد آن مى رود كه با تبيين موضوع حكم زمينه براى تجديد نظر در فتواى فقيهانى كه با برداشت عضو از مردگان مغزى مخالف اند فراهم آيد.

2 ـ كانون بودن قلب انسان براى روح حيوانى در طب اسلامى به تبعيت از طب يونان و مبتنى بر نظريه اخلاطى بقراط بوده است كه با پيشرفت علوم پزشكى و اختراع تجهيزات پزشكى مدرن و اثبات نظريه سلولى و منشأ عفونى داشتن بيمارى ها پايان اعتبار نظريه اخلاطى اعلام شد.

3 ـ كشف سيستم گردش خون تشريح سيستم حياتى سلول ها بافت ها و اعضا كشف تدريجى بودن مرگ اعضا و مراحل حيات انسان و تمايز بين مرگ انسان و مرگ اعضا توسط علم بيوشيمى و انجام موفقيت آميز پيوند قلب بطلان كانون بودن قلب براى روح حيوانى را به اثبات رساند و روشن ساخت قلب اين قطعه گوشت صنوبرى شكل كه در داخل سينه قرار دارد تنها وظيفه پمپاژ خون و رساندن خون به همراه اكسيژن

/ 180