گفتار دوم: تاريخچه تشخيص مرگ مغزى - مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
سنگين نظير CCU ICU و MCU شده است. با كمك اين علم و با استفاده از وسايل تنفسى و شوك هاى الكتريكى پزشكان تلاش مى كنند تا با دوباره به كار انداختن قلب و دستگاه تنفسى كسانى كه دچار عارضه قلبى يا امراض ديگرى شده ولى از نظر مغزى زنده اند جان تعدادى از افراد محفوظ بماند.(5) اما اگر حركت قلب و تنفس بيمار تنها به وسيله دستگاه تنفس مصنوعى ادامه يابد اين امر علاوه بر اين كه به خودى خود بلايى پرمشقت است و مخارج سرسام آورى هم براى خانواده محنت زده اش بر جاى مى گذارد موجب طرح سؤال هاى زير از ناحيه فقه پزشكى و اخلاق مى شود:
1 ـ آيا در صورت احراز مرگ مغزى مى توان از اعضاى مردگان مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده كرد؟ 2 ـ آيا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان بيمارى كه نيازمند پيوند عضواند براى جواز قطع عضو كافى است يا اذن قبلى و وصيت صاحب عضو نيز لازم است؟ 3 ـ آيا اولياى مرده مى توانند پس از مرگ چنين اجازه اى بدهند؟ 4 ـ چه زمانى احكام مترتب بر مرگ مانند ارث اجراى وصيت عده وفات در مورد زوجه و … بر او جارى مى شود؟ از زمان اعلام مرگ مغزى يا از زمان جدا كردن دستگاه هاى مذكور و توقف قلب؟ 5 ـ آيا انسان مى تواند در زمان حيات خود با امضاى كارتى رضايت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پيوند به انسان هاى مسلمان نيازمند اعلام نمايد؟ 6 ـ آيا در موارد جواز قطع اعضا ديه ثابت است يا ساقط مى شود؟ 7 ـ در صورت ثبوت ديه پرداخت آن بر عهده كيست؟ پزشك يا بيمار؟ 8 ـ موارد مصرف ديه مذكور كدام است؟ 9 ـ تا چه زمانى بايد بر حركت قلب كه با وسايل فنى پزشكى ايجاد مى شود محافظت كرد؟ 10 ـ آيا برداشتن وسايل فنى پزشكى و جدا كردن دستگاه تنفس مصنوعى از بيمار مبتلا به مرگ مسلم مغزى كه فوراً به توقف تنفس و حركت قلب منجر مى شود قتل نفس محسوب مى شود يا محروم نمودن مرده از حركت مصنوعى قلب؟ 11 ـ در چنين وضعيتى آيا محافظت بر ادامه ضربان قلب بيمار به وسيله داروها و وسايل فنى پزشكى پس از مأيوس شدن پزشكان از حيات او و اعلام مرگ مسلّم مغزى بر پزشك واجب است؟ در اين نوشته تلاش بر اين است كه با غور در درياى بى كران احاديث اهل بيت{ و تجزيه و تحليل و بررسى مبانى و قواعد فقهى پاسخ اين سؤال ها و سؤال هاى مرتبط ديگر را در زمينه مرگ مغزى و پيوند اعضا بيابيم.
گفتار دوم: تاريخچه تشخيص مرگ مغزى
مرگ وزندگى از حقايقى هستند كه مردم عموماً با آن ها آشنايى دارند و هر كس قادر است مرده را از زنده تميز دهد. به رغم اين كه تشخيص مرگ و زندگى با توجه به آثار ظاهرى آن ها آسان است