گفتار سوم: برداشت عضو از انسان زنده به منظور تعويض عضو فاسد بيمار - مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
است و ادله حرمت اضرار به نفس در اين جا با ادلّه جواز پيوند تعارض مى كند و در دَوَران بين حرمت و جواز ادله حرمت بر ادله جواز رجحان دارد.(51) لكن اكثر فقهاى معاصر شيعه و علماى اهل سنت اين ميزان ضرر را دربرداشت عضو مانع جواز پيوند ندانسته و مشمول ادله حرمت اضرار به نفس قرار نمى دهند و با توجه به تصريح پزشكان كه انسان مى تواند با يك كليه به زندگى عادى و معمولى خود ادامه دهد و برداشتن يك كليه زيانى براى شخص دهنده ندارد و از طرف ديگر خود شخص هم با ايثار اعلام آمادگى مى كند و با اين عمل جان مسلمانى دردمند را نجات مى دهد از اين نظر فقها برداشت يك كليه از شخص سالم براى پيوند به بيماران مسلمان در شرف مرگ را تجويز مى كنند زيرا گرچه برداشت عضو در ظاهر مفسده دارد و شريعت اسلام نيز اجازه چنين اقدامى را نمى دهد لكن با عنايت به اين كه اين اقدام مبنا و سبب مصلحت ضرورى و بزرگ ترى است كه براى مسلمان ديگر تحقق مى يابد و او را از مرگ نجات مى دهد ادلّه حرمت اضرار به نفس را از تنجّز و فعليت مى اندازد.(52) علاوه بر اين چنين اقدامى از مصاديق بارز ايثار و اخلاق ستوده و پسنديده محسوب مى شود و گاهى اوقات كه اهداى عضو تنها راه نجات نفس محترمه اى باشد ممكن است واجب شود.(53) برخى ديگر از فقها برداشت عضو از شخص مسلمان را به شرطى تجويز مى كنند كه: اوّلاً: اين امر خطر و ضررى براى حيات دهنده عضو نداشته باشد. ثانياً: نجات جان بيمار مسلمان بر آن متوقف باشد. ثالثاً: گيرنده عضو مؤمن باشد و صرف اسلامِ گيرنده عضو براى رفع تنجّز ادلّه حرمت اضرار به نفس كافى نيست.(54) امّا در صورتى كه گيرنده عضو كافر باشد اقدام به اعطاى عضو از سوى شخص مسلمان به منظور پيوند به بيمار كافر فاقد ضرورت و مصلحت اهمّ است لذا ادله حرمت اضرار به نفس و حرمت اضرار به غير بلامعارض باقى مى ماند و اقدام به برداشت عضو جايز نخواهد بود مگر آن كه عضو يا بافت مورد پيوند كه قرار است از شخص مسلمان برداشت و به بدن شخص بيمار كافر پيوند شود مقدارى از پوست و يا گوشت ران باشد كه جاى آن روييده مى شود كه در اين صورت به خاطر رضايت مسلمان در برداشت آن كه از روى حس نوع دوستى و انسانيت انجام مى گيرد مانعى به نظر نمى رسد. هم چنين در صورتى كه دهنده و گيرنده عضو هر دو غيرمسلمان باشند در برداشت و پيوند عضو اشكالى نيست.
گفتار سوم: برداشت عضو از انسان زنده به منظور تعويض عضو فاسد بيمار
هنگامى كه برداشت عضو و پيوند آن به بيمار براى نجات جان بيمار گيرنده ضرورت نداشته و صرفاً به منظور تعويض عضو فاسد يا كسب زيبايى و از بين بردن زشتى گيرنده باشد; مانند قطع انگشتان انسان سالمى به منظور پيوند به شخصى كه بر اثر حادثه انگشتانش را از دست داده است در اين صورت مصلحت اهمى وجود