گفتار دوم: ادلّه موافقان برداشت عضو از مردگان - مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مرگ مغزی و پیوند اعضا از دیدگاه فقه و حقوق - نسخه متنی

حسین حبیبی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

(39) ولى آن دو قسم ديگر آتانازى كه فعل پزشك به طور مستقيم يا غيرمستقيم موجب قتل و مرگ بيمار لاعلاج مى شود از مصاديق قتل حرام يا مساعدت و معاونت در قتل و خودكشى از طريق تسهيل وسيله محسوب و عملى حرام مى باشد. از نظر حقوقى چون خودكشى در زمره جرايم قرار نگرفته و مجازاتى براى آن تعيين نشده است بنابراين عمل پزشكان در آتانازى غيرمستقيم كه با تسهيل وسيله بيماران لاعلاج را در خودكشى مساعدت و معاونت مى كنند از نظر قانونى جرم محسوب نمى شود هر چند از نظر شرعى حرام و ممنوع است زيرا از نظر موازين قضايى و قواعد حقوقى معاونت در افعالى قابل تعقيب و مجازات است كه فعل ارتكابى توسط مباشر اصلى جرم و قابل مجازات باشد. بررسى همه جانبه آتانازى و اقسام و احكام آن به دليل اين كه موضوع مورد بحث نيست فرصت ديگرى را مى طلبد. مخالفان برداشت عضو از بدن مردگان مغزى مى گويند:حكم به مرگ مغزى و برداشت عضو از بدن مردگان مغزى به منظور پيوند به بيماران نيازمند مسلمان و نجات جان آنان مستلزم مرگ از روى ترحم و حرام است. در جواب از اين استدلال مى گوييم: اوّلاً: از مباحث مطرح شده در مورد مرگ مغزى دانسته شد كه مرگ انسان منسوب به مرگ مغز است و با مرگ مغز روح از بدن جدا مى شود گرچه ضربان قلب و تنفس متوفاى مغزى با كمك دستگاه هاى فنى پزشكى ادامه داشته باشد. لذا در مواردى كه مرگ مغزى از راه هاى مختلف به اثبات رسيده و وقوع آن به اتفاق از سوى پزشكان متخصص تأييد شده است موضوع از بحث آتانازى و قتل از روى ترحّم منصرف است چون آتانازى عبارت است از كشتن اشخاص بيمار لاعلاج در آستانه مرگ به يكى از سه طريق فعّال انفعالى يا غيرمستقيم و حال آن كه شخص متوّفاى مغزى با مرگ مغز مرده و روح از بدنش مفارقت كرده است و قتل و كشتن درباره او ممكن نيست. اقدام پزشكان در خاموش كردن دستگاه هاى فنى پزشكى و جدا ساختن دستگاه تنفس مصنوعى نيز صرفاً محروم نمودن شخص متوفاى مغزى از حركت مصنوعى قلب است. ثانياً: حتى به اعتقاد كسانى كه مرگ مغزى را كافى براى ترتب احكام مرگ نمى دانند و حركت مصنوعى قلب را نشانه حيات شخص تلقى مى كنند نيز ممكن است اين اشكال پاسخ داده شود به اين كه:

حكم به مرگ مغزى مستلزم آتانازى از نوع انفعالى آن است زيرا در موارد مرگ مغزى پزشكان معتقدند ديگر هيچ گونه اميدى براى بازگشت به زندگى وجود ندارد لذا با قطع اميد به زندگى شخص از ادامه تلاش براى معالجه وى دست مى كشند و چنان كه گذشت حفظ محتضر و تأخير در مرگ او واجب نيست و پزشكان معالج و كادر درمانى تكليفى به محافظت بر ادامه ضربان قلب شخص متوفاى مغزى به وسيله داروها و وسايل فنى پزشكى ندارند و از نظر شرع مقدس اسلام نيز در مورد اين قسم از آتانازى (انفعالى) منعى وجود ندارد.

گفتار دوم: ادلّه موافقان برداشت عضو از مردگان

الف ـ حكومت ادلّه عناوين ثانويه بر ادلّه عناوين اوّليه

به منظور روشن شدن استدلال به اين دليل در موضوع مورد بحث اشاره اى اجمالى به مفهوم حكومت و عناوين

/ 180