آغاز عشق فرهاد - خسرو و شیرین نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

خسرو و شیرین - نسخه متنی

الیاس بن یوسف نظامی گنجوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آغاز عشق فرهاد





  • بلى باشد ز كار آدمى دور
    بسى بر دست فرهاد آفرين كرد
    چو زحمت دور شد نزديك خواندش
    كه استاديت را حق چون گذاريم
    ز گوهر شب چراغى چند بودش
    ز نغزى هر درى مانند تاجى
    گشاد از گوش با صد عذر چون نوش
    چو وقت آيد كزين به دست يابيم
    بر آن گنجينه فرهاد آفرين خواند
    وز آنجا راه صحرا تيز برداشت ز بيم آنكه كار از نور مي شد
    ز بيم آنكه كار از نور مي شد



  • بهشت و جوى شير و حوضه و حور
    كه رحمت بر چنان كس كاين چنين كرد
    ز نزديكان خود برتر نشاندش
    كه ما خود مزد شاگردان ندرايم
    كه عقد گوش گوهر بند بودش
    وزو هر دانه شهرى راخراجى
    شفاعت كرد كاين بستان و بفروش
    ز حق خدمتت سر بر نتابيم
    ز دستش بستد و در پايش افشاند
    چو دريا اشك صحرا ريز برداشت به صد مردى ز مردم دور مي شد
    به صد مردى ز مردم دور مي شد


/ 380