ابو هارون مكفوف
از شعراى شيعه در عصر امام صادق «ع »كه به دستور آن حضرت در سوگ حسينبن على «ع »شعر سرود و در محضر امام خواند:«امرر على جدث الحسين و قل لاعظمه الزكيه...» (13)
بر مزار حسين «ع »بگذر و به استخوانهاى پاكش بگو....نام ابو هارون،موسى بن عمير و اهل كوفه بود.
اجفر
به معناى چاه وسيع.نام منطقه اى در اطراف كوفه كه آب و درخت داشته و قبلا از آن بنىيربوع بوده است.در آن محل،قصر و مسجدى بوده است.حسين «ع »در مسير رفتن به كوفه در
اين مكان هم توقفى داشته است. (14) فاصله آن تا مكه 36 فرسخ است. (15)
ادب الطف
به معناى ادبيات عاشوراست.طف،نام سرزمين كربلاست.«ادب الطف »،نام كتابى است در دهجلد به زبان عربى،گرد آورى «جواد شبر»كه به معرفى شاعرانى كه در باره امام حسين «ع »و
حادثه كربلا و شهداى عاشورا شعر و مرثيه سروده اند پرداخته است.اين مجموعه،از قرن اول
هجرى تا قرن 14 را شامل مى شود و ضمن معرفى كوتاه صاحبان اثر،نمونه هايى از شعرهاى
آنان را هم به صورت برگزيده آورده است.كتاب،به نحوى دربردارنده ادبيات شيعه و عقايد و
احساسات و جهتگيريهاى شاعران شيعه نيز مى باشد،بخصوص بر محور حادثه جانسوز كربلا.
ناشر كتاب،«دار المرتضى »است،بيروت،1409 ق. (16)
ادبيات عاشورا
مقصود،مجموعه آثارى است كه در قالبهاى مختلف ادبى و هنرى،بر محور حادثه وقهرمانانكربلا،در طول چهارده قرن پديد آمده است.اين آثار،شامل شعر و مرثيه،نوحه و تعزيه،مقتل و
مصيبت نامه،نمايشنامه و فيلمنامه،داستان،فيلم،عكس و اسلايد،كتب ومقالات و نثرهاى
ادبى،شرح حال قهرمانان كربلا،تابلوها،طرحها،پوسترها،ماكت و...مى تواند باشد.عاشورا هم داراى محتواست(كه:چه شد؟)هم داراى پيام است(كه:چه بايد كرد؟
)و ادبيات و هنر،رسالت پرداختن به هر دو را دارد.گاهى يك تابلو از يك كتاب،گوياتر است.
خطاطان،كتيبه ها و شعارها را مى توانند سرشار از پيام و جهت بسازندو با اسامى عاشورايى،
هنر نمايى كنند و از اين طريق به خط و نقش،بعد متافيزيكى بدهندو شاعران و نويسندگان
با خلق آثار ماندگار پيرامون حادثه و پيام آن،آن جلوه هاى متجلى در كربلا را جاودان سازند.شايسته است كه موزه يا نمايشگاهى عظيم از آنچه به نحوى به اين حماسه جاودان مربوط
مى شود پديد آيد كه منبعى براى هر گونه تحقيق و الهام گيرى گردد.در زمينه شناخت
محتواى عاشورا و پيامها و اهدافش،به منابعى همچون زيارتنامه ها،دعاها ومقتلها هم مى توان
مراجعه كرد و در زيارتها،به سبك،مضامين،تعبيرات و واژه ها و نيزحالات روحى خواننده دعا
و زيارت دقت داشت. (17) با عنوان «ادبيات عاشورا»يك سرى مجموعه هاى شعر از شاعران
مختلف گرد آمده كه پيرامون شهداى كربلا و حادثه عاشوراست.ناشر آن «حوزه هنرى »و با
كوشش محمد على مردانى است.تا سال 1372 تعداد 6 جلد از اين مجموعه ها منتشر شده
است.
ادهم بن اميه عبدى
از شيعيان بصره بود كه در منزل «مارية بنت منقذ»نيز حضور مى يافت.روز عاشورا درحمله
اول به شهادت رسيد. (18)
اذان
اعلام.شعار فراخوانى مسلمين به نماز كه در اوايل هجرت تشريع شد.در حادثه كربلاچندمورد،به كار گرفته شده است.يكى آنگاه كه كاروان حسين «ع »با سپاه حر در«ذوحسم »در مسير
كربلا مواجه شد.هنگام ظهر فرا رسيد.امام حسين «ع »به حجاج بن مسروق(و به گفته برخى
منابع،به پسر خويش)فرمود:اذان بگو.اذان گفته شد و امام حسين «ع »نماز جماعت خواند.سپاه
حر نيز به آن حضرت اقتدا كرد. (19) مورد ديگر در شام و بارگاه يزيد،وقتى امام سجاد«ع »آن
خطبه افشاگر و كوبنده را ايراد كرد
و پياپى فضايل خويش را بر شمرد و حاضران به گريه
افتادند و افكارشان دگرگون شد و يزيد بيم آن داشت كه فتنه اى پيش آيد كه پايانش
ناخوشانيد باشد،به مؤذن اشاره كرد كه اذان بگويد تابدينوسيله خطبه امام را قطع كند.
مؤذن چون تكبير گفت،حضرت فرمود:خدا بزرگتر ازهر چيز است و برتر از حواس.مؤذن
چون گفت:اشهد ان لا اله الا الله،حضرت فرمود:موو پوست و گوشت و خون و مغز و استخوانم
به يگانگى خدا گواهى مى دهد
.چون ماذن گفت:اشهد ان محمدا رسول الله،حضرت سجاد
خطاب به يزيد كرد:اى يزيد!اين «محمد»آيا جد من است يا جد تو؟اگر بگويى جد توست،دروغ
گفته اى و اگر بگويى جدمن است،پس چرا عترت او را كشتى؟ (20) و اينگونه بود كه حضرت
زين العابدين «ع »،روش يزيد را در به كار گرفتن اذان براى خاموش كردن فرياد اذان مجسم
خنثى كرد و از همان موقعيت،بهترين بهره بردارى سياسى را نمود.
اذن دخول
اذن ورود،هم در آداب معاشرت اسلامى است،كه انسان سر زده و بى اذن و اجازه واردمنزل واتاق كسى نشود و قبلا اعلام كند،كه به اين،استيذان و استيناس هم مى گويند و درآيات
28-26 سوره نور،مطرح شده است،و هم در آداب زيارت حرمهاى مطهر پيامبر وائمه و بقاع
متبركه،آمده است كه بعنوان رعايت ادب نسبت به حريم اولياى خدا،متن خاص اذن دخول
در آستانه ورود به حرم،خوانده شود.در متن اذن دخول به حرم رسول خدا(ص)آمده است:
«اللهم انى وقفت على باب بيت من بيوت نبيك و آل نبيك...باذن الله و اذن رسوله و اذن
خلفائه و اذنكم صلوات الله عليكم اجمعين ادخل هذا البيت...» (21)
اذن ميدان
رخصت و اجازه براى ميدان رفتن.رسم جنگاورى در قديم بوده كه براى نبرد تن به تن،افراداز فرمانده رخصت مى گرفتند تا به ميدان كار زار روند.در حماسه عاشورا،ياران سيد
الشهدا«ع »براى رفتن به ميدان از آن حضرت،رخصت مى گرفتند.معمولا اذن گرفتنشان
با«سلام »بود،جلوى خيمه امام مى آمدند و به عنوان سلام وداع مى گفتند:السلام عليك يا ابن
رسول الله.امام نيز در پاسخ مى فرمود:«و عليك السلام و نحن خلفك »سلام بر تو،ما نيز در پى
تو مى آييم.آنگاه آيه «فمنهم من قضى نحبه...»(احزاب 23)رامى خواند. (22)
امام نيز گاهى به
كسى اذن ميدان نمى داد(مثل مادر يا همسر بعضى از ياران)وبه بعضى دير اجازه مى داد و آن
شخص با اصرار زياد،موافقت امام را جلب مى كرد،مثل ميدان رفتن حضرت قاسم «ع »،جون
غلام ابو ذر،فرزندان مسلم بن عقيل و...گاهى نيزبعضى اذن مى طلبيدند تا به ميدان رفته،با
دشمن حرف بزنند و اتمام حجت كنند،مثل رخصت خواهى يزيد بن حصين همدانى. (23) در
ميدان رفتن ابا الفضل «ع »نيز امام حسين «ع »
دير اجازه داد،چرا كه او سقاى خيمه ها و اطفال و علمدار سپاه امام بود.
13-بحار الانوار،ج 44،ص 288.14-الحسين فى طريقه الى الشهاده،ص 61.15-لغت نامه،دهخدا.16-در اين زمينه نيز ر.ك:«شعراء كربلا،او الحائريات »على الخاقانى،محتوى معرفى 84 شاعر
اين شهر(الذريعه،ج 14،ص 194)نيز:«عاشورا فى الادب العاملى المعاصر»،سيد حسن نور
الدين پيرامون شاعران جبل عامل و محتوا وسبكهاى شعرى آنان پيرامون حادثه كربلا با
نمونه هايى از اشعارشان.17-در اين زمينه ر.ك:مقاله «ادبيات عاشورا در دوره حضور امامان »از محمود رضا افتخار زاده،
«چشمه خورشيد»،ج 1،ص 81 تا 104 نيز«عاشورا فى الادب العاملى المعاصر»سيد حسين نور
الدين،الدار الاسلامية،لبنان.18-وسيلة الدارين فى انصار الحسين،ص 99.19-بحار الانوار،ج 44،ص 376،عوالم(الامام الحسين)،بحرانى،ص 163.20-حياة الامام زين العابدين،باقر شريف القرشى،ص 177 به نقل از مقتل خوارزمى.21-بحار الانوار،ج 97،ص 160.22-عوالم(امام حسين)،ص 258.23-بحار الانوار،ج 44،ص 318.