وتفقَّد اءمر الخراج بما يُصلحُ اءهلهُ، فإ نَّ في صلاَ حه وَصَلاَ حهم صَلاَ حا لمَن سوَاهُم، ولاَ صَلاَ حَ لمَن سوَاهُم إ لا بهم، لاَِنَّ النَّاسَ كُلَّهُم عِيَالٌ عَلَى الخَرَاجِ وَاءَهلِهِ وَليَكُن نظرُك فى عمارة الاْ رْض اءبْلغ منْ نظرك فى اسْتْجلاب اْلخراج، لاِ نَّ ذلِك لاَ يُد رَكُ إ لا بالعمارة؛ ومن طلب الخراج بغير عمارةٍ اءخرب البلاَ د، وَاءَهلَكَ العبَادَ، وَلَم يستقم اءمرُهُ إ لا قليلا.فإ ن شكوا ثقلا اءو علَّةً، اءو انقطاع شربٍ اءو بالَّةٍ، اءو إ حالة اءرضٍ اغتمرها غرقٌ، اءو اءجحف بها عطشٌ، خفَّفت عنهُم بما ترجُو اءن يصلُح به اءمرُهُم؛ ولاَ يَثقُلَنَّ عَلَيكَ شي ءٌ خفَّفت به المؤُونة عنهُم، فإ نَّهُ ذُخرٌ يعُودُون به عليك في عمارة بلاَ دكَ، وتزيين ولاَ يَتكَ، مَعَ استجلاَ بكَ حُسنَ ثَنَائهم، وَتَبَجُّحكَ باستفَاضَة العَدل فيهم، مُعتمدا فضل قُوَّتهم، بما ذخرت عندهُم من إ جمامك لهُم، والثِّقة منهُم بما عوَّدتهُم من عدلك عليهم ورفقك بهم، فرُبَّما حدث من الاُْمُور ما إ ذا عوَّلْت فيه عليه م من بعدُ احتملُوهُ طيِّبةً اءنفُسُهُم به؛ فإ نَّ العُمران مُحتملٌ ما حمَّلتهُ.وإ نَّما يُؤتى خرابُ الاْ رْض منْ إ عْواز اءهْلها، وإ نَّما يُعْوزُ اءهْلُها لاِ شْرافِ اءنْفُسِ الوُلاَ ة عَلَى الجَمع، وَسُوء ظَنِّهم بالبَقَاء، وَقلَّة انتفَاعهم بالعبَر.
چهارم سيماى ماليات دهندگان
ماليات و بيت المال را بگونه اى وارسى كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد، زيرا بهبودى ماليات و ماليات دهندگان،عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مى باشد، و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند، بايد تلاش تو در آبادانى زمين بيشتر از جمع آورى خراج باشد كه خراج جز با آبادانى فراهم نمى گردد، و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آبادانى مزارع به دست آورد، شهرها را خراب، و بندگان خدا را نابود، و حكومتش جز اندك مدتى دوام نياورد. پس اگر مردم شكايت كردند، از سنگينى ماليات، يا آفت زدگى، يا خشك شدن آب چشمه ها، يا كمى باران، يا خراب شدن زمين در سيلاب ها، يا خشكسالى، در گرفتن ماليات به ميزانى تخفيف ده تا امورشان سامان گيرد، و هرگز تخفيف دادن در خراج تو را نگران نسازد زيرا آن، اندوخته اى است كه در آبادانى شهرهاى تو، و آراستن ولايتهاى تو نقش دارد، و رعيت تو را مى ستايند، و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهى شد، و به افزايش قوت آنان تكيه خواهى كرد، بدانچه در نزدشان اندوختى و به آنان بخشيدى، و با گسترش عدالت در بين مردم، و مهربانى با رعيت، به آنان اطمينان خواهى داشت، آنگاه اگر در آينده كارى پيش آيد و به عهده شان بگذارى، با شادمانى خواهند پذيرفت، زيرا عمران و آبادى قدرت تحمل مردم را زياد مى كند. همانا ويرانى زمين به جهت تنگدستى كشاورزان است، و تنگدستى كشاورزان، به جهت غارت اموال از طرف زمامدارانى است كه به آينده حكومتشان اعتماد ندارند، و از تاريخ گذشتگان عبرت نمى گيرند.