دلالت كواكب بر وجود حضرت مهدى(عج)
1 - (فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس) (5) سوگند به ستارگانى كه باز مى گردند حركت مى كنند و از ديده ها پنهان مى شوند.» اين ستارگان آياازثوابت هستند يااز سيارات ياازكهكشانهاى دور يا از دنباله دارها ويا...؟ اين ها همه پرسشهاى پيچيده فراوانى است كه هركدام احتمال مى روند، و اگر نبود تفسير و تاءويل اهل بيت(ع)، امكان دست يابى به تفسير آنها جدا مشكل بود اگر نگوئيم محال است. اميرالمؤمنين(ع) با توجه به ويژگيهاى(يادشده) كه خداوند به آنها سوگند ياد كرده است مى فرمايد: اين ستارگان عبارتند از: زحل; مشترى; مريخ; زهره و عطارد (6) . منظور على(ع) سيارات پنجگانه و متداول آن عصر بوده و منافاتى ندارد كه امروزه ما سياره هاى اورانوس، نپتون و پلوتون را برآن بيفزائيم چنان كه اين امكان نيز وجود دارد كه در آينده سياره يا سياراتى كشف و بر آن ها اضافه گردند. علامه طباطبائى(ره) در ميان تفسرهايى كه بر اين آيات بيان شده است، اين تفسير را انتخاب كرده كه مراد از صفات يادشده عبارت است از «استقامت »، «رجعت » و «اقامت » سيارات ياد شده زمانى حركت متشابه دارند(استقامت) آنگاه برمى گردند و عقب مى روند(رجعت) آنگاه توقف مى كنند و سرانجام به حركت متشابه خودادامه مسير مى دهند (7) . اين سرگردانى در حركت سبب شد منجمان آنها را «متحيره »بنامند ليكن عجيب است جناب علامه با اين كه در جاى جاى تفسيرگرانسنگ الميزان مى نويسد: هياءت بطليموسى باطل است، در اينجاتفسير آيات مزبور را بر همان اساس باطل قرار داده و سخنان فوق را به نگارش آورده است. شايسته است جهت توضيح سخن، ما تفسير آيات را هم بر اساس هياءت قديم (بطليموس) و هم بر پايه هياءت جديد بنگاريم. اما براساس هياءت بطليموس: غير از ماه و خورشيد اجرام ديگرى چون زهره، مريخ، مشترى، زحل از سياره هاى درخشان، به شمار رفته ولى برخلاف ساير ستارگان(ثوابت) چشمك نمى زنند. -اين امر نشانه نزديك بودن آنها به زمين است- با اين وجود، درخشندگى آنهاگاهى زياد و گاهى كم مى شود- سياره ها هميشه در نزديكى «دايره البروج » در آسمان ديده مى شوند. ما چنانچه اجرام ياد شده را در طول چند شب متوالى نظاره كنيم،مى بينيم كه مانند خورشيد و ساير ستارگان، از شرق طلوع مى كنندو در غرب ناپديد مى شوند، همچنين علاوه بر حركت شبانه روزى مانندخورشيد از ستارگان(ثوابت) عقب مى افتند و به نظر مى رسد كه نسبت به ستارگان داراى يك نوع حركت از «غرب به شرق » مى باشند، ولى نه تنها رعت حركت از غرب به شرق آنها با سرعت حركت از غرب به شرق خورشيد تفاوت دارد، بلكه هر يك از اين سياره ها در حركت از«غرب به شرق » خود داراى سرعتى خاص و متفاوت با سيارات ديگراست. افزون بر اين، سيارات گاهى در مسير خود حركتى غير عادى دارند، از باب نمونه، سياره بهرام(مريخ) حركت غير عادى اووقتى آغاز مى شود كه با خورشيد در حالت «مقابله » باشد(يعنى 1800 درجه اختلاف مسير داشته باشند). در اين حالت طلوع آن باغروب خورشيد همزمان است، اگر هنگامى كه مريخ نسبت به خورشيددر حالت مقابله است، آن را براى چند هفته زير نظر بگيريم مى بينيم مريخ ابتداء به طور عادى در زمينه ستارگان(ثوابت) به طرف شرق تغيير موقعيت مى دهد(استقامت) ولى پس از چند شب چنين به نظر مى آيد كه حركت از غرب به شرق آن متوقف مى شود(اقامت اول) سپس به مدت چند شب نسبت به ستارگان در جهت «شرق به غرب » حركت مى كند(رجعت، برگشت، قهقراء) و باز پس از چند شب ديگر دوباره ظاهرا متوقف مى شود(اقامت دوم) و آنگاه از نو، به حركت معمولى(متشابه) خود از «غرب به شرق » ادامه مى دهد. ازاين رو اين نوع حركت را «حركت عقب گردى » مى نامند. به هنگام حركت عقب گردى درخشندگى مريخ بيشتر است. حالتى شبيه مريخ درمورد ساير سيارات نيز مشاهده مى شود. اما براساس هياءت جديد(خورشيد مركزى) بايد گفت: حركت واقعى سيارات را نمى توان از زمين مشاهده كرد، زيرا زمين پيوسته خوددر حركت است، از اين رو چيزى كه در حركت سيارات شايسته توجه خاص است، ركت بازگشتى(رجعى، قهقرائى) آنهاست، در اين حركت چنين مشاهده مى شود كه سياره در جهتى خلاف جهت عادى خويش حركت مى كند. قرن هاى زياد توجيه حركت بازگشتى، منجمان را به حيرت افكنده بود، ولى آنان نسبت حيرت و سرگردانى را به سيارات داده و آنهارا «متحيره » مى خواندند تا اين كه «كوپرنيكوس » آن را توضيح داد: «فرض كنيد كه دايره داخلى -در شكل زير- مدار زمين را به دورخورشيد نشان دهد، و دايره بيرونى مدار بهرام را، زمين كه به خورشيد نزديكتر است، تندتر از مريخ حركت مى كند، فرض كنيد كه قسمت بالاى تصوير بخشى از كره آسمان باشد كه به منزله زمينه اى بر حركت مريخ و سيارات به شمار آيد». بنابراين: هنگامى كه زمين در مكان 1- است، مريخ در مكان 1بر كره آسمان ديده مى شود، چند هفته بعد زمين و مريخ هر دو درمدارهايشان جابجا شده اند، اينك مريخ در نقطه 2 است. وقتى كه زمين از نقاط 3 و 4 مى گذرد، خطى كه حركت مريخ را بر كره آسمان نشان مى دهد، حركت بازگشتى سياره را توجيه مى كند. در اين شكل زمين كه از مريخ به خورشيد نزديكتر است، تندتر ازمريخ حركت مى كند (زمين يك دور كامل را در 365 روز مى پيمايد ومريخ در687 روز) در نقطه 1، مريخ بر زمين پيشى دارد و حركت آن مستقيم(از غرب به شرق) است، در نقطه 4، زمين از مريخ جلوافتاده و حركت مريخ بازگشتى(رجعى، قهقرائى) به نظر مى رسد (8) .تاءويل آيات
در ذيل آيات مزبور روايات فراوانى به چشم مى خورد كه در آنهابه روشنى از حضرت مهدى(ع) سخن به ميان آمده است و اگر نبودتاءويل معصوم(ع)، كسى را ياراى تطبيق بر آن وجود مبارك نمى بود.1- بحارالانوار: ج 51، ص 2،15،16،23،24،28،95، نشر مكتبه اسلاميه. 2- همان، ص 23. 3- زندهوهومن يسن، صادق هدايت، ص 24، 25 چاپ چهارم،تهران 1344ش. 4- بحار: ج 51، ص 164. 5- تكوير: 15،16. 6- نورالثقلين، مجمع البيان و الميزان، ذيل آيه. 7- الميزان، ذيل آيه. 8- حركت اختران، تاليف و تدريس نگارنده در موسسه پژوهشهاى فلكى و نجومى، قم.