سیدمحمد کاظم مدرسی، احمد بهشتی، علیرضا سبحانی، اکبر اسدعلیزاده، سید مجتبی آقایی، علی اصغر فیضی پور، جعفر سبحانی، سیدمحمود مدنی، فاطمه علیپور، غلامحسین زینلی، علی زمانی قمشه ای، مسعود پور سید آقایی، مجید حیدری نیک، محمد رضا جباری، سامی بدری، علی اصغر رضوانی، جعفر خوشنویس، مرتضی نائینی، احمد عابدی، محمدجواد فاضل لنکرانی، رحیم کارگر، حبیب الله طاهری؛ ترجمه: عبدالله امینی؛ تقریرکننده: علی لاری؛ مصاحبه شونده: علی کورانی
آن كس كه در انتظار است، آماده مى شود تا نقطه ضعف هاى خودش را پر كند و مانع ها را بشناسد و نقطه ى ضعف هايش را بيابد و در نقطه ضعف هاى دشمن خانه بگيرد و از آن سنگر بسازد . حال اين پرسش مطرح است كه آمادگى و زمينه سازى در كجا؟ و به چه صورتى؟ براى توضيح اين مطلب بايد گفت آمادگى و تهيا، قلمرو و ابعادى دارد كه انسان منتظر بايد در همه ى آن ابعاد، آماده و سرپا باشد: الف - آمادگى فكرى ب - آمادگى روحى ج - طرح و برنامه ريزى د - آمادگى در عمل
الف - آمادگى فكرى
سقف هاى سنگين و رسالت هاى بزرگ، پايه هاى محكم مى خواهند، پايه هايى كه در شعور و احساس قرار گرفته باشند . به همين خاطر رسول مكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: لكل شى دعامة و دعامة هذا الدين الفقه و الفقيه الواحد اشد على الشيطان من الف عابد . (23) براى هر چيز، اساس و پايه اى وجود دارد . اساس و پايه ى اين دين [اسلام]، فهم عميق است و يك فقيه در برابر شيطان، از هزار مسلمان عبادت گزار [بدون شناخت] محكم تر و مؤثرتر است . بنابراين، در دوره انتظار، بايد بنيان هاى فكرى عميقى پيدا كنيم تا در مقابل افكار و مكاتب مختلف از پا نيافتيم . اما چگونه؟ بعضى ها خيال مى كنند كه براى انتخاب صحيح بايد تمام مكاتب را شناخت و آن گاه انتخاب كرد، ولى اين بررسى براى انتخاب كافى نيست; زيرا اين درست است كه گفته اند بايد گفته ها را گوش داد و بهترين را انتخاب كرد (24) ولى ما مى دانيم بهترين كدام است . بهتر را بايد با اصلى سنجيد، اين اصل كدام است . على عليه السلام مى گويد: كفى بالمرء جهلا ان لايعرف قدره . (25) براى جهالت تو همين بس كه با تمامى اطلاعات و مطالعات عظيم، اصل و معيار را نداشته باشى و اندازه ى خودت را نشناسى .آن چه يك منتظر بايد در زمينه ى فكرى به آن مسلح شده باشد، همين درك از خويش و شناخت قدر خويش است كه معيار انتخاب مكتب ها خواهد بود و انسان را در برابر مكتب هاى گوناگون راهنمايى مى كند . و انتخاب بهترين را ممكن مى سازد . چون بهترين ها در رابطه با شعارى كه ارايه مى دهند، همراه مقايسه اى كه در ميان اين شعار و قدر وجود من برقرار مى شود، انتخاب مى گردد . با توجه به همين معيار است كه مى توانى كار گروه ها و مكتب هاى گوناگون را نقد بزنى . لازم نيست همه ى مكاتب را مطالعه كرد، بلكه همين قدر از مكاتب را بايد دانست كه اين ها انسان را در نهايت به كجا خواهند برد . مثلا وقتى شما مى خواهيد يك جفت كفش بخريد، تمام كفش هاى يك فروشگاه را آزمايش نمى كنيد . اندازه و شماره ى پا، شما را در انتخاب بهترين كمك مى كند . در رابطه با مكتب ها و گزينش آن ها نيز اين چنين است . وقتى من اندازه ى واقعى انسانى خودم را كشف كردم و شناختم، حالا در پى اين هستم كه مكاتب مختلف، چه لباسى را براى اين انسان مى سازند . آن وقت مى بينيم كه همه ى مكاتب، لباس هايى را براى اين انسان مى سازند، حتى انگشت پاى اين انسان بزرگ را نمى تواند بپوشاند، جز مكتب تشيع كه آرمان ها و اهدافش با اندازه ى وجودى و ارزش واقعى انسان، هماهنگ است . اين راه راه گشاى بن بست هاى حيرت زا است . اين شروع در ما جريانى ايجاد مى كند كه مى توانيم از مطالعات و تفكرات ديگران هم بهره برداريم و اين جريان فكرى است كه مى تواند در برابر فكرهاى گوناگون مقاوم باشد .