سیدمحمد کاظم مدرسی، احمد بهشتی، علیرضا سبحانی، اکبر اسدعلیزاده، سید مجتبی آقایی، علی اصغر فیضی پور، جعفر سبحانی، سیدمحمود مدنی، فاطمه علیپور، غلامحسین زینلی، علی زمانی قمشه ای، مسعود پور سید آقایی، مجید حیدری نیک، محمد رضا جباری، سامی بدری، علی اصغر رضوانی، جعفر خوشنویس، مرتضی نائینی، احمد عابدی، محمدجواد فاضل لنکرانی، رحیم کارگر، حبیب الله طاهری؛ ترجمه: عبدالله امینی؛ تقریرکننده: علی لاری؛ مصاحبه شونده: علی کورانی
دولت مهدى - كه انتظار آن مى رود - بدان معنا نيست كه اسلام معطل بماند، تا پس از ظهور مهدى، دولت اسلامى برپا شود، بلكه به معناى ايجاد دولت خاصى است كه نمونه ى كوچك آن، دولت و ملك سليمان بود . ملك و حكومت سليمان، با نيروهاى جن و باد و حيوانات و نيز انسان هاى مؤمن، پشتيبانى مى شد . مزيت دولت مهدى بر دولت سليمان، اين است كه بر تمامى زمين حكم مى راند و دولتى پس از آن نيست و به قيامت صغرى متصل است، سپس زندگى بر كره ى خاكى پايان مى پذيرد . قرآن به قيامت صغرى در آخر الزمان در آيات 82- 88 سوره ى نمل اشاره كرده است: و هنگامى كه فرمان عذاب آن ها رسد [و در آستانه ى رستاخيز قرار گيرند]، بنده اى را از زمين براى آن ها خارج مى كنيم كه با آن ها تكلم مى كند [و مى گويد: ] مردم به آيات ما ايمان نمى آورند . [و به خاطر آور] روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى كردند، محشور مى كنيم و آن ها را نگه مى داريم تا به يكديگر ملحق شوند! تا زمانى كه [به پاى حساب] مى آيند، [خدا به آنان] مى گويد: آيا آيات مرا تكذيب كرديد و درصدد تحقيق برنيامديد؟ ! شما چه اعمالى انجام مى داديد؟ ! در اين هنگام، فرمان عذاب به خاطر ظلم شان بر آن ها واقع مى شود و آن ها سخنى ندارند كه بگويند . آيا نديديد كه ما شب را براى آرامش آن ها قرار داديم و روز را روشنى بخش؟ ! در اين امور، نشانه هاى روشنى است براى كسانى كه ايمان مى آورند [و آماده ى قبول حق اند] . [و به خاطر آورند] روزى را كه در صور دميده مى شود و تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند، در وحشت فرو مى روند، جز كسانى كه خدا خواسته است و همگى با خضوع در پيشگاه او حاضر مى شوند . كوه ها را مى بينى و آن ها را ساكن و جامد مى پندارى، در حالى كه مانند ابر در حركت اند . اين صنع و آفرينش خداوند است كه همه چيز را متقن آفريد . او از كارهايى كه انجام مى دهيد، مسلما آگاه است .
توضيح بيشتر آيات
اذا وقع القول عليهم; يعنى وقت مشخص و حادثه ى موعود رخ نمايد . دابة; به هر جنبنده بر روى زمين مى گويند، چنان كه در آيه ى 56 هود آمده است: هيچ جنبنده اى نيست مگر اين كه خدا بر آن تسلط دارد . در سوره ى نمل به معناى انسان مرده اى است كه خدا زنده اش مى كند [و او با مردم سخن مى گويد] به قرينه ى اخرجنا من الارض و تكلمهم . ذكر آيه بدان سبب است كه پس از ظهور مهدى و مسيح، بسيارى از مردم، بر دين و مذهب پدرى خود كه بدان خو و الفت گرفته اند، باقى خواهند ماند، چنان كه قرآن درباره ى مردم زمان پيامبران در آيه ى 104 سوره ى مائده گفته است: و هنگامى كه به آن ها گفته شود: به سوى آن چه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، مى گويند: آن چه از پدران خود يافته ايم، ما را بس است; آيا اگر پدران آن ها چيزى نمى دانستند و هدايت نيافته بودند [باز از آن ها پيروى مى كنند؟ ! ] . يوم نحشر من كل امة . . . ; يعنى از هر امتى، گروهى كه آيات ما را تكذيب كنند، محشور مى كنيم . يوم ينفخ فى الصور . . . ; اشاره به حشر اكبر و قيامت كبرى ست . قيامت صغرى كه آيات بدان اشاره دارد، بر اين انديشه استوار است كه به برپايى دولت عدل مطلق و بهره مندى انسان از امنيت و عدل و خودكفايى اقتصادى و اجتماعى كه از پرتو دولت مهدى به دست مى آيد، نبايد بسنده كرد; زيرا تنها هدف مورد انتظار، قيام مهدى (عج) و مسيح نيست، بلكه هدف ديگرى وجود دارد، كه گفت و گوى ميان اديان و مذاهب و ارزيابى آن ها بر اساس شيوه هايى است كه واقعيت ها و حوادث تاريخ را روشن مى كند، كه لازمه ى آن زنده كردن شهود و مردان تاريخ سازى است كه اساس مذاهب و انديشه ها بودند و خداوند، رسولش عيسى را ذخيره كرد تا شهود تاريخى را در پيشگاه حاكم والا مرتبه، مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله زنده كند . برخى نمى پذيرند كه شيعه به قيامت صغرى «رجعت » معتقد باشد، اما شيعيان باور دارند عيسى بن مريم عليه السلام بار ديگر به دنيا برمى گردد و به امام مسلمانان اقتدا مى كند، چنان كه در روايت بخارى است: كيف بكم اذا نزل عيسى بن مريم و امامكم منكم . چگونه خواهيد بود آن زمان كه عيسى پسر مريم، از آسمان فرو آيد و امام از شما باشد؟ آيا اينان نمى پرسند چگونه مردم مى فهمند اين شخص، عيسى بن مريم است اگر مردگان را زنده نكند و كور مادر زاد و مبتلايان به پيسى را شفا ندهد؟ ! آيا آنان مى پندارند عيسى كه مردگان را زنده مى كند، انسانى را كه تازه مرده است، زنده مى كند تا ساعتى زندگى كند، سپس بميرد؟ يا اين كه تاثير وى ماندگارتر و كارش مهم تر است؟ به اين كه شخصى را كه قرن هاست مرده است، زنده كند تا سال ها زندگى كند . مهم تر اين است كه شخصيتى مثل على بن ابى طالب عليه السلام زنده شود كه مسلمانان در موقعيت و جايگاه وى پس از رسول الله صلى الله عليه و آله اختلاف نظر دارند . برخى مى گويند: موقعيت رسالت و نقش سياسى وى مانند رسول الله صلى الله عليه و آله است، جز اين كه پيامبرى پس از رسول الله صلى الله عليه و آله نيست و مخالفت با امام على روا نيست، چنان كه نافرمانى پيامبر را نمى توان كرد . امام از قول پيامبر، كتاب هايى را نوشت كه امامان بعدى به ارث بردند تا به مهدى (عج) رسيد . اما برخى منكر تمامى اين مطالب اند و امام را چهارمين شخص در فضيلت [پس از ابوبكر و عمر و عثمان ] مى دانند، بلكه برخى فضيلتى براى امام قايل نيستند! (11) مهدى (عج) صحيفه ى جامعه اى را كه امام على عليه السلام بر پوست، به خط خود و املاى پيامبر نوشت، به مردم نشان مى دهد . اين كتاب را امامان - به بيان الهى - پس از پيامبر، يكى پس از ديگرى به ارث بردند و محتوايش را منتشر كردند . از اين طريق يگانه ى مورد اعتماد، سنت نبوى، به نقل از امامان، در كتب شيعه هست و معصوم به نقل از پيامبر مى نوشت و معصومى ديگر حديث را روايت مى كرد، چنان كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: اگر ما به راى و ميل خود، به مردم فتوا مى داديم، هلاك مى شديم . آن چه مى گوييم به نقل از رسول الله صلى الله عليه و آله و دانشى است كه يكى پس از ديگرى، به ارث برده و ذخيره نموده ايم، چنان كه مردم طلا و نقره را ذخيره مى كنند . (12) اما برخى بر اعتقادى كه از پدران به ارث برده و بدان خو كرده اند، باقى مى مانند . براى آن كه دليل حسى باشد و بهانه اى دست كسى نماند، نگارنده ى هر كتابى زنده مى شود، تا با دست خود، آن چه را نوشته، بنگارد و مردم بدانند وى كتاب را نوشته است و او با مردم، چنان كه ديده و پيش آمده، سخن بگويد . مثلا عيسى به مسيحيان خواهد گفت: دينى كه در دست شماست، از من نيست، بلكه مثلا از «پولس » [ يكى از حواريون] است . عيسى، پولس را زنده مى كند تا به مردم بگويد چگونه رسالت مسيح را كه به رسالت محمد و اهل بيتش بشارت مى داد، تحريف كرده و مسيح را خاتم رسولان، بلكه يكى از اقاليم [ خدا، پسر و روح القدس] قرار داده است . بنابراين، دولت مهدى فقط براى اقامه ى عدل مطلق در جامعه ى بشرى نيست، بلكه براى ايجاد فكرى يكسان و مذهبى واحد است; مذهبى كه بر متون درست و معتبر تاريخى استوار است . از اين رو، دولت مهدى، پايان جنبش انبيا و رسولان و پيروزى عقل و دانش و توحيد بر نادانى و خرافه و شرك است .