سیدمحمد کاظم مدرسی، احمد بهشتی، علیرضا سبحانی، اکبر اسدعلیزاده، سید مجتبی آقایی، علی اصغر فیضی پور، جعفر سبحانی، سیدمحمود مدنی، فاطمه علیپور، غلامحسین زینلی، علی زمانی قمشه ای، مسعود پور سید آقایی، مجید حیدری نیک، محمد رضا جباری، سامی بدری، علی اصغر رضوانی، جعفر خوشنویس، مرتضی نائینی، احمد عابدی، محمدجواد فاضل لنکرانی، رحیم کارگر، حبیب الله طاهری؛ ترجمه: عبدالله امینی؛ تقریرکننده: علی لاری؛ مصاحبه شونده: علی کورانی
بى ترديد يكى از هدف هاى اين سازمان، پديد آوردن مجموعه اى از وكيلان با برنامه اى حساب شده بود تا زير نظر وكيلانى برتر (وكيل ارشد يا سر وكيل) (5) در گوشه و كنار جهان اسلام، به ويژه در سرزمين هايى كه شمار شيعيان بيشتر بود، به فعاليت بپردازند . اين سازمان، نقش شبكه ى ارتباطى را بين شيعيان و مركز استقرار رهبرى شيعه ايفا مى كرد . پيش زمينه هاى پيدايش و گسترش جريان وكالت پس از امام صادق عليه السلام را مى توان اين گونه برشمرد: دورى مناطق شيعه نشين از مركز استقرار ائمه عليهم السلام، وجود جو خفقان، دشوار بودن ارتباط مستقيم امامان عليهم السلام با شيعيان، دسترسى نداشتن شيعيان به امامان به دليل حبس، شهادت يا غيبت، و بالاخره آماده سازى شيعيان براى پذيرش شرايط ويژه ى دوران غيبت . امامان شيعه عليهم السلام بسيار كوشيده بودند با تبيين جريان صحيح مهدويت، ذهن شيعيان را براى پذيرش اصل غيبت آماده تر سازند . با اين حال، شيعيان پس از شهادت امام يازدهم عليه السلام، به دليل غيبت فرزند ايشان و محروم ماندن از درك حضور مستقيم و آشكار امام، سرگردان شدند ; زيرا آنان نزديك به دو و نيم قرن از نعمت امام حاضر بهره مند بودند، پس به طور طبيعى، آن گاه كه امام معصوم، در ميان شيعه، حضورى آشكار ندارد، بايد جانشينى برگزيند و شيعيان را به سوى او رهنمون شود . اين جاى گزين، همان سفير، نايب يا باب حضرت حجت (عج) در دوران غيبت بود . نشانه هايى در دست است كه شيعيان هنگام رويارويى با شرايط جديد و پس از نااميدى از درك حضور امام عليه السلام، در جست وجوى باب يا سفير آن حضرت بوده و گاه براى شناسايى سفير راستين و واقعى امام عصر عليه السلام، نماينده اى را به بغداد يا سامراء گسيل مى داشتند . البته در همه ى اين موارد، امداد ناحيه ى مقدسه به يارى اين نمايندگان آمده و آنان را به سوى مطلوب خويش راهنمايى مى كرد . براى نمونه، افزون بر جريان ياد شده درباره ى گروه قمى ها - وفد قميين - به جريان هاى «حسن بن نضر قمى » ، (6) «محمدبن ابراهيم بن مهزيار اهوازى » (7) و «ابوالعباس احمد دينورى » (8) نيز مى توان اشاره كرد .
ادعاهاى دروغين نيابت
با آغاز دوران غيبت صغرى، برخى به دروغ و با انگيزه هاى خيانت كارانه، مدعى نيابت و بابيت حضرت حجت (عج) شدند . ازاين رو، شيعيانى كه در سرزمين هاى دور از بغداد (مركز استقرار سفير ناحيه ى مقدسه) مى زيستند، براى شناسايى سفير راستين از سفيران دروغين، به امداد ناحيه ى مقدسه نيازمند بودند . از جمله كسانى كه در دوران غيبت صغرى، دعوى دروغين سفارت و بابيت را سر دادند به اين افراد مى توان اشاره كرد: اسحاق احمر، (9) باقطانى، (10) ابومحمد شريعتى، (11) محمدبن نصير نميرى، (12) احمدبن هلال كرخى عبرتائى، (13) محمد بن على بن بلال، (14) ابوبكر بغدادى، (15) ابودلف مجنون، (16) حسين بن منصور حلاج (17) و ابوجعفر شلمغانى . (18) البته امام و سفيران راستين او نيز براى مقابله با اين مدعيان دروغين، شيوه هاى مناسبى را در پيش مى گرفتند . گاه مقايسه ى وضعيت ظاهرى مدعيان دروغين با سفير راستين حضرت، سبب مى شد مردم به ادعاى دروغين آنان پى ببرند . براى نمونه، احمد دينورى هنگامى كه وارد بغداد شد، با ادعاى نيابت از سوى سه تن روبه رو گشت . يكى از آنان «ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد عمرى » و دو تن ديگر، «اسحاق احمر» و «باقطانى » بودند . او به منزل هر سه تن رفت . ابوجعفر عمرى، فردى فروتن بود كه منزلى كوچك و سلوكى همانند سلوك ائمه عليهم السلام داشت; اما، دو تن ديگر داراى خدمت كاران فراوان و خانه هاى گران قيمت بودند . دينورى با ديدن و مقايسه ى وضعيت اين دو تن با وضعيت سفير حضرت، در راستين بودن ادعاى آن دو، دچار ترديد شد و سرانجام با ارشادهاى ناحيه ى مقدسه، به راستين بودن سخن ابوجعفر عمرى، يقين پيدا كرد . (19) در مواردى نيز، سفير ناحيه ى مقدسه در محفل مدعى سفارت حاضر مى شد و به شيوه اى، از وى نسبت به دروغ بودن ادعايش اقرار مى گرفت . براى نمونه، «ابوطاهر محمدبن على بن بلال » يكى از كسانى بود كه به دروغ، ادعاى بابيت كرد . روزى ابوجعفر عمرى به محفلى كه او و شمارى از پيروانش در آن حاضر بودند، رفت و خطاب به او گفت: «آيا صاحب الزمان به تو امر نكرد كه اموال را به من تحويل دهى؟» و او در حالى كه رنگ باخته بود، چاره اى جز اقرار نديد! و همين مساله، سبب بازگشتن برخى از پيروانش از پيروى او گرديد . (20) يكى ديگر از راه كارهاى مقابله ى ناحيه ى مقدسه با ادعاهاى دروغين نيابت و بابيت در دوران غيبت صغرى، اعلام لعن مدعى دروغين به وسيله ى توقيع هايى بود كه به واسطه ى سفيران و نايبان راستين حضرت به دست شيعيان مى رسيد . گاه حضرت به دليل جايگاه ويژه ى فرد مدعى، ناگزير مى شد دو يا سه بار اعلام لعن و افشاى ماهيت مدعى دروغين را تكرار كند; دراين باره، به «احمدبن هلال كرخى عبرتائى » مى توان اشاره كرد; زيرا وى سابقه ى وكالت براى امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام را داشت و فردى صوفى مسلك و به ظاهر دين دار بود، و 54 سفر حج انجام داده بود كه بيست بار آن را با پاى پياده بوده است! (21)
نقش ارتباطى محورهاى فعاليت نايبان چهارگانه و كارگزاران آنا ن
شيعيان در دوران غيبت صغرى به دلايل گوناگون نزد نايبان يا وكيلان ناحيه ى مقدسه مراجعه مى كردند . متعارف ترين دليل مراجعه به وكيل در طول دوران فعاليت سازمان وكالت از زمان امام صادق عليه السلام تا پايان دوران غيبت صغرى، پرداخت وجوه شرعى و هديه ها و نذرهاى مردمى بود . البته كار وكيلان به اين مورد، منحصر نمى شد . شواهد نشان مى دهد كه آنان «نقش ارتباطى » ميان مردم و امام را داشته اند . آنان نامه ها، پيام ها، پرسش ها و مشكلات فردى يا عمومى شيعيان را به محضر امامان عليهم السلام مى رساندند و پس از دريافت پاسخ، آن را به افراد ابلاغ مى كردند . اين نقش ارتباطى در دوران غيبت صغرى به دليل غيبت امام عليه السلام، جايگاه مهم ترى يافت; زيرا سفير ناحيه ى مقدسه در اين دوران، تنها راه ارتباطى شيعيان با وجود شريف حضرت مهدى (عج) بود . البته در موارد نادرى، تماس ها به وسيله ى پيك هاى ويژه ى آن حضرت برقرار شده است كه به يك نمونه از آن در ماجراى «وفد قميين » اشاره كرديم .
توقيع نويسى; معمول ترين شيوه ى ارتباطى رهبرى شيعه در دوران غيبت ص غرى
يكى از معمول ترين راه هاى ارتباط با ناحيه ى مقدسه در دوران غيبت صغرى، «توقيع » هاى صادر شده از سوى ناحيه ى مقدسه براى شيعيان بود . «توقيع » ، نوشته اى بود كه در لابه لاى سطور يا در ذيل آن ها، در پاسخ به پرسش ها مى آمد . گاهى نيز توقيع بى آن كه پاسخ به پرسش پيشين باشند، از سوى ناحيه ى مقدسه صادر مى شد . البته صدور همين توقيع ها نيز در راستاى زدودن مشكلى در جامعه ى شيعى آن روزگار بوده است . توقيع هاى ناحيه ى مقدسه در بيشتر موارد از راه نايبان چهارگانه به دست شيعيان مى رسيد . اما در برخى موارد، بعضى وكيلان برجسته نيز اين صلاحيت را يافتند كه واسطه ى صدور توقيع باشند . از آن جمله به «محمدبن جعفر اسدى رازى » ; وكيل برجسته ى ناحيه ى مقدسه در منطقه ى رى (22) و «قاسم بن علاء آذربايجانى » ; وكيل ناحيه ى آذربايجان (23) مى توان اشاره كرد . درون مايه ى توقيع، يكى از موارد زير بود: رفع اختلاف ها، ترديدها و شبهه هاى موجود در جامعه ى شيعى، (24) اعلام نصب وكيلان به وكالت، (25) اعلام عزل وكيلان خيانت پيشه، (26) اعلام لعن مدعيان دروغين نيابت و بابيت، (27) پاسخ به پرسش هاى شرعى، (28) حل مشكلات خصوصى شيعيان مانند مشكلات خانوادگى، (29) دستور عمل به وكيلان . (30) بى ترديد، ساختار وكالت و نيابت در كنار دو نقش ياد شده، نقش ارشاد، هدايت و راهنمايى شيعيان را نيز برعهده داشته است . به عبارت ديگر، وظيفه ى اصلى سفيران و وكيلان ناحيه ى مقدسه، ارشاد شيعيان به سوى مسير اصيل امامت و رهايى بخشيدن آنان از سردرگمى در غوغاى شيطنت هاى فرمان روايان عباسى، ادعاهاى مدعيان دروغين نيابت و خيانت برخى ياران پيشين ساختار نيابت بود .