آموزش عقاید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آموزش عقاید - نسخه متنی

محمدتقی مصباح یزدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آجرهاي قبلي، باقي نمي ماند؛
نمي توان مجموعه آجرهاي جديد را همان ساختمان قبلي دانست
هرچند از روي مسامحه و به لحاظ شکل ظاهري، چنين
تعبيراتي بکار مي رود مخصوصا از طرف کساني که
اطلاعي از تعويض اجزاي مجموعه ندارند.

ممکن است پاسخ گذشته را به اين صورت، تکميل کرد
که اين تحولات تدريجي در صورتي به وحدت مجموعه،
آسيبي نمي رساند که بر اساس يک عامل طبيعي و
دروني، انجام بگيرد چنانکه در موجودات زنده، ملاحظه مي شود. اما
تبديل آجرهاي ساختمان بوسيله عامل بيروني
وقسري، حاصل مي شود و از اين رو نمي توان وحدت و
اين هماني حقيقي را در طول جريان تعويض
اجزاء، به آنها نسبت داد.

اين پاسخ، مبتني بر پذيرفتن عامل
طبيعي واحدي است که در جريان تحولات، همواره باقي
مي ماند و نظم و هماهنگي اجزاء و اعضاي ارگانيسم را حفظ
مي کند. پس سوال درباره خود اين عامل، مطرح مي شود که
حقيقت آن چيست؟ و ملاک وحدت آن کدام است؟


طبق نظريه فلسفي معروف، ملاک وحدت در هر موجود
طبيعي، امر بسيط(=غير مرکب) و نامحسوسي به نام
«طبيعت» يا «صورت» (1) است که با تحولات
ماده، عوض نمي شود. و در موجودات زنده که افعال مختلف و گوناگوني از
قبيل تغذيه و نمو و توليد مثل، انجام مي دهند اين
عامل به نام «نفس» ناميده مي شود.

فلاسفه پيشين، نفس نباتي و
حيواني را «مادي» و نفس انساني را «مجرد» مي دانسته
اند ولي بسياري از حکماي اسلامي و از جمله
صدرالمتالهين شيرازي، نفس حيواني را داراي
مرتبه اي از تجرد دانسته و شعور و اراده را از لوازم  و علائم موجود مجرد، قلمداد کرده اند.
ولي ماترياليستها که وجود را منحصر به ماده و خواص آن مي
دانند و روح مجرد را انکار مي کنند و ماديين جديد(مانند
پوزتيويست ها) اساسا منکر هرچيز نامحسوسي هستند و دست کم،
امر غير محسوس را نمي پذيرند و طبعا پاسخ صحيحي
براي ملاک وحدت در موجودات زنده هم ندارند.

بنابراينکه ملاک وحدت در نباتات، نفس نباتي
آنها مي باشد زندگي نباتي در گروي وجود




1. بايد دانست که هر يک از
اين واژه ها، معاني اصطلاحي ديگري نيز دارند
و منظور از آنها در اينجا همان صورت نوعيه است.

/ 342