معارف قرآن در المیزان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

معارف قرآن در المیزان - نسخه متنی

علامه سید محمدحسین طباطبایی؛ تألیف: سید مهدی (حبیبی) امین

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خود كفار از آن غافل بودند، و به زودى مى‏فهمند، امروز سرگرم و حريص در جمع مال و زياد كردن فرزندانند، و به يكديگر به كثرت مال و اولاد خود فخر مى‏فروشند، و همه اعتمادشان به مال و فرزندان و ساير اسباب ظاهرى است، كه فعلاً به كام آنان و طبق هواهايشان در جريان است، بدون اين كه در برابر اين نعمت‏ها شكر پروردگارشان را به جاى آورده، راه حق را پيش گيرند، و پروردگارشان را عبادت كنند، و هم‏چنين به اين وضع خود ادامه مى‏دهند، تا عذاب آخرتشان و يا عذاب دنياى‏شان به ناگهانى و بى‏خبر از ناحيه خدا برسد، هم‏چنان كه در روز جنگ بدر رسيد، و به چشم خود ديدند كه همه آن اسباب‏هاى ظاهرى بى‏خاصيت شد، و اموال و فرزندان كمترين سودى به حالشان نبخشيد، و در آخرت هم اهل بهشت نظير اين وضع را مى‏بينند، آن وقت كفار از كرده‏هاى خود پشيمان مى‏شوند، و به سوى پروردگار خود متمايل مى‏گردند، اما اين رغبت و تمايل، عذاب خدا را بر نمى‏گرداند، و اين پشيمانى نظير پشيمانى اهل جنت يعنى صاحبان باغ است، كه پشيمان شدند، و اين تمايل به درد ايشان هم نخورد، عذاب خدا اين چنين است، و عذاب آخرت سخت عظيم‏تر است اگر بناى فهميدن داشته باشند.(1)
1- الميـزان ج 39، ص 60 و 66.


آزمايش اعمال با عوامل وابستگى انسان


« اِنّا جَعَلْنا ما عَلَى الاَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ اَيُّهُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً !» (7 / كهف)
زينت به معناى هر امر زيبايى است كه وقتى منضم به چيزى شود جمالى به او مى‏بخشد به طورى كه رغبت هر كسى را به سوى آن جلب مى‏كند. در اين دو آيه بيان عجيبى در حقيقت زندگى بشر در زمين ايراد شده، و آن اين است كه نفوس انسانى - كه در اصل‏جوهرى‏است علوى و شريف - هرگز مايل نبود كه به زمين دل ببندد، و در آن‏جا زندگى كند ولى عنايت خداوند تبارك و تعالى چنين تقدير كرد كه كمال او و سعادت جاودانه‏اش از راه اعتقاد حق و عمل حق تأمين گردد، به همين جهت تقدير خود را از اين راه به كار بست كه او را در موقف اعتقاد و عمل نهاده و در محك تصفيه و تطهيرش قرار دهد، يعنى تا مدتى مقدر در زمينش اسكان داده، ميان او و آن‏چه كه در زمين هست علقه و جذبه‏اى برقرار كند، دلش به سوى مال و اولاد و جاه و مقام شيفته گردد، اين معنا را از اين جاى آيه استفاده كرديم كه مى‏فرمايد آن‏چه در زمين هست ما زينت زمينش قرار داديم، و زينت بودن ماديات فرع بر اين است كه در دل بشر و در نظر او محبوب باشد، و دل او به آن بستگى و تعلق يافته و در نتيجه سكونت و آرامش يابد.
آن‏گاه وقتى آن مدت معين كه خدا براى سكونتشان در زمين مقرر كرده به سرآمد و يا بگو آن آزمايشى كه خدا مى‏خواست از فرد فرد آنان به عمل آورد تحقق يافت خداوند آن علاقه را از بين آن‏ها و ماديات از بين برده و آن جمال و زينت و زيبايى كه زمين داشت از آن مى‏گيرد، و زمين به صورت خاكى خشك و بى‏گياه مى‏شود، آن نضارت و طراوت را از آن سلب مى‏كند، و نداى رحيل و كوس كوچ را براى اهلش مى‏كوبد، از اين آشيانه بيرون مى‏روند در حالى كه چون روز آمدنشان تنها و فرادا هستند.
اين سنت خداى‏تعالى در خلقت بشر و اسكانش در زمين و زينت دادن زمين و لذايذ

/ 118