به شهادت تجربه و مشاهده، دستگاه صنع و ايجاد هر نوعى از انواع موجودات را با نيروهاى دفاعى مجهز ساخته تا بتوانند آفات و فسادهايى را كه به آنها متوجه مىشود دفع كنند. همچنين دستگاه تكوين براى هر نوعى از انواع موجودات، ناملايماتى پيش مىآورد تا نيروهاى خودشان را به كار انداخته و به كمالات وجودىشان برسند و به سعادتى كه برايشان مهيا شده نايل گردند.
اين مطلب از اين آيات شريفه استفاده مىشود: «وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُمــا لاعِبينَ ما خَلَقْناهُما اِلاّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ اَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ!» (38 و 39 / دخان) و «وَ ما خَلَقْنَـا السَّمــاءَ وَ الاَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَروُا...!» (27 / ص)
(مفاد اين آيات اين است كه آفرينش موجودات بيهوده نبوده و داراى غرض صحيح و غايت شايستهاى است.)
اگر صنعتگرى چيزى را براى منظور عقلايى بسازد پيوسته مراقب آن بوده و به وضعش رسيدگى مىكند، اگر عارضهاى رخ دهد و آن را از منظور اصلى به دور دارد در رفع آن مىكوشد و با كم و زياد كردن اجزاء و تصرفات ديگر، آن را اصلاح مىكند و اگر قابل اصلاح نبود تركيب آن را به هم زده و آن را به كار صنعت ديگرى مىزند، حال آفرينش آسمانها و زمين و آنچه در آنها وجود دارد و از جمله انسان نيز اين چنين است، خداى متعال به مفاد اين آيات آنها را بيهوده نيافريده و بدون عنايت خلق نكرده است، بلكه آنها را براى بازگشت به سوى خودش آفريده، چنان كه مىفرمايد:« اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثا وَ اَنَّكُـمْ اِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ!» (115 / مؤمنون) و « وَ اَنَّ اِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى!» (42 / نجم) در اين صورت لازم است كه انسان مانند ساير آفريدگان به عنايت پروردگار به سوى مقصد رهبرى شود و با دعوت و ارشاد و سپس با امتحان و آزمايش و بالاخره با هلاك كردن كسانى كه غرض خلقت در حقشان باطل شده و از حيز هدايت ساقط شدهاند به طرف مقصد سوق داده شود و مقتضاى اتقان صنع و نظام احسن نسبت به فرد و نوع همين است كه به زندگى گروهى خاتمه داده شود تا ديگران از شر آنان راحت شوند. « وَ رَبُّكَ الْغَنِىُّ ذُوالرَّحْمَةِ اِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشـآءُ كَمــآ اَنْشَأَكُمْ مِــنْ ذُرِّيَّــةِ قَـوْمٍ ءَاخَـريـنَ!» (133 / انعام)
اين قانون الهى و سنت ربانى يعنى آيين ابتلاء و انتقام همان سنت پيروز و غالبى است كه به حكم اين آيات محكوم به شكست نخواهد بود: « وَ ما اَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ اَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ وَ ما اَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ فِى الاَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصيرٍ!» (30 و 31 / شورى) و «وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلينَ اِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُوروُنَ وَ اِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ!» (171 تا 173 / صافات) (1)
1- الميـــزان ج 3، ص 267.
نظام امتحان و اعتقاد بازگشت به خدا،
دو عامل ظهور استحكام ايمان
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَاللّهِ فَاِنَّ اَجَلَاللّهِ لاَتٍ!» (5/عنكبوت)
بعد از آن كه خداى سبحان مردم را سرزنش كرد بر اين كه در امر ايمان به خدا