پس جوهره ذات مستند به خلقت الهى و حدود وجودى آنها و تحوّلات و غاياتى كه در مسير وجودى خود دارند همه منتهى به تقدير خدا و مربوط به كيفيت و خصوصيّتى است كه در خلقت هر يك از آنها است، در اين ميان آيات ديگرى نيز هست كه مىرساند اجزاء عالم همه به هم متصل و مربوطند و اتصال آن اجزاء بــه حــدى است كه همه را به صورت يك موجود درآورده و نظام واحدى در آن حكمفرماست.(1)
1- الميزان ج 14، ص138.
تســويـه خلقــت
« اَلَّذى خَلَقَ فَسَوّى ! » (2 / اعلى)
خلقت هر چيزى به معناى گردآورى اجزاء آن است و تسويه آن به معناى روى هم نهادن آن اجزاء به نحوى است كه هر جزئى در جايى قرار گيرد، كه جايى بهتر از آن برايش تصور نشود و علاوه بر آن جايى قرار گيرد كه اثر مطلوب را از هر جاى ديگرى بهتر بدهد، مثلاً در مورد انسان چشم را در جايى و گوش را در جايى و هر عضو ديگر را در جـايى قـرار دهـد كه بـهتر از آن تـصـور نشـود و حقش اداء شود.
اين دو كلمه يعنى خلقت و تسويه هر چند در آيه شريفه مطلق آمده، لكن تنها شامل مـخلوقاتى مىشـود كه يا در آن تركيب باشـد و يا شايبهاى از تركيب داشته باشد.(1)
1- الميــــــــــزان ج 40، ص 184.
تقدير خلقت
« وَالَّذى قَدَّرَ فَهَدى ! »(3/اعلى)
خداوند آنچه را خلق كرده با اندازه مخصوص و حدود معين خلق كرده، هم در ذاتش و هم در صفاتش و هم در كارش و نيز آن را با جهازى مجهز كرده كه با آن اندازهها متناسب باشد و به وسيله همان جهاز او را به سوى آنچه تقدير كرده هدايت فرمود، پس هر موجودى به سوى آنچه برايش مقدر شده و با هدايتى ربّانى و تكوينى در حركت است، مانند طفل كه از همان اولين روز تولدش راه پستان مادر را مىشناسد و جـــوجــه كبــوتـر مىدانــد كــه بـايـد منقـار در دهـان مـادر و پـدرش كنـد و هــر حيـوان نـرى بـه سـوى مــادهاش هـدايـت و هـر ذىنفعى به سوى نفع خود هدايت شده است و بر همين قيــاس هر موجودى به ســوى كمـال وجـودىاش هـدايت شده است.
خداىتعالى در اين معانى فرموده: « و هيچ چيز نيست مگر آن كه خزينههايش نزد ماست و ما نازلش نمىكنيم مگر به اندازهاى معلوم ! » (21 / حجر) « سپس راه را برايش آسان و فراهم كرد ! »(20/عبس) « براى هر يك هدفى است كه بدانسو روان است ! »(148/بقره) (1)
1- الميـــزان ج 40، ص 185.