معارف قرآن در المیزان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

معارف قرآن در المیزان - نسخه متنی

علامه سید محمدحسین طباطبایی؛ تألیف: سید مهدی (حبیبی) امین

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شده آن‏ها را معتبر بشمارد، مانند اين كه فلان انسان نيرومند و آن يكى سلطان و آن ديگرى رئيس است. بر همين منوال هر موجودى ديگر كه به تجزيه عقل بياوريم عبارت است از يك يا چـند حـقيقت و چند خرافت و موهوم.(1)
1- المـيــــــــــــــــزان ج 31، ص 145.


ملكـوت و وجه اشياء در طرف خدا


« فَسُبْحــــانَ الَّــــذى بِيَـــدِه مَلَكـُوتُ كُــــلِّ شَــىْ‏ءٍ...!» (83 / يس)
« پس منزه است آن كه ملكــوت همــه چيــز به دســت اوســت...!»
ملكوت، آن طرف از دو طرف هر چيز است كه روبه خداست، چون هر موجودى دو طرف دارد: يكى رو به خدا و يكى ديگر پشت به خدا، ملكوت هر چيز سمت رو به خداى آن چيز است و ملك سمت رو به خلق آن. ممكن هم هست بگوئيم: ملكوت به معناى هر دو طرف هر موجود است. اگر فرموده ملكوت هر چيزى به دست خداست، براى اين است كه دلالت كند بر اين كه خداى‏تعالى مسلط بر هر چيز است و غير خدا كسى در اين تسلط بهره و سهمى نـدارد.(1)
1- الميــــــــزان ج 33، ص 186.


وجــه الـهى و عـالـم ذر


« وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنٖیۤ ءادَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلیۧ اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْؐ ؟ قـالُوا بَلی شَهِدْنا...!» (172 / اعراف)
« و ياد آور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريّه آن‏ها را برگرفت... . »
اين وجود تدريجى كه براى موجودات و از آن جمله براى انسان است امرى است از ناحيه خدا كه با كلمه «كُنْ» و بدون تدريج بلكه دفعةً افاضه مى‏شود. و اين وجود داراى دو وجه است: يكى آن وجه و رويى كه به طرف دنيا دارد اين است كه به تدريج از قوه به فعل و از عدم به وجود درآيد و همين وجود نسبت به آن وجهى كه به خداى‏سبحان دارد امرى است غير تدريجى به طورى كه هر چه دارد در همان اولين مرحله ظهورش دارا اســــت و هـيــچ قـــوه‏اى كــه بـــه طـــرف فـعـليـت ســوق دهـــد در آن نـيســت.
مقتضاى آيات فوق اين است كه براى عالم انسانى با همه وسعتى كه دارد در نزد خداى‏سبحان وجودى جمعى باشد و اين وجود جمعى همان وجهى است كه گفتيم وجود هر چيزى به خداى‏سبحان داشته و خداوند كه‏آن را بر افراد افاضه نموده و در آن وجه هيــچ فــردى از افراد ديگر غايب نبوده و افــراد هــم از خــدا و خـداونـد هم از افــراد غايــب نيست.

/ 132