تفسیر هدایت جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر هدایت - جلد 8

سیدمحمدتقی مدرسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آفريده و ساخته و پرداخته شده‏اند، و حتّى اين انسان است كه آنها را- چنان كه آيات ديگر بدان اشاره مى‏كند- خود ساخته است. اساطيرى كه مى‏رساند كه خدا نخستين بار اين خدايان را از عدم به وجود آورد و بيافريد، آن گاه بشر به آنها منصب خدايى داد، نه خدايى كه رداى يگانگى بر تن پوشيد، و شلوار عزّت و يكتايى بر پا كرد، و نه از جانب خود آنها.

ما جا به جا هجوم قرآنى شديدى ضد اين اساطير و افسانه‏هاى باستان و خرافات مى‏يابيم كه براى باطل ساختن آنها به عمل مى‏آيد و مى‏خواهد پس از سرنگون كردن خدايان دروغين كه در لجنزار پندارهاى بشر ابتدايى و انسان صاحب ذهنيّت ساده و محدود روييده و خلق شده‏اند، دست انسان را بگيرد و به حقيقت رهنمون شود.

عقب ماندگى انسان همان مسئول اوّل و آخر گمراهى و تباهى اوست، خواه در سطح افراد يا در سطح جامعه‏ها و امّتها، زيرا اگر نادانى و تنگى افق ديد و جهت گيريهاى انحرافى او در قالب شهوت و مصلحت نمى‏بود، اين خدايان دروغين نيز وجود نمى‏داشتند.

و اگر جز اين است، پس تفسير پديده طغيان و سركشى چيست؟ آن گاه كه فرد يا جامعه‏اى خود را برتر مى‏انگارد و ابر قدرت مى‏شود تا بر سرنوشت جوامع بزرگ بشرى چنان حكمروايى كند كه گويى خدايى است، مردم پيرامون او يا آن جامعه گرد مى‏آيند و به درگاهش سر مى‏سپارند و حقيقتى بزرگتر را در اين عالم هستى از ياد مى‏برند و از اين واقعيّت كسانى كه آنها را مى‏پرستند غافل مى‏مانند كه آنها نيز مردمى چون ايشانند، از گلى چسبناك آفريده شده‏اند، و اكنون از گوشت و پيه و استخوان و خونند. بر آنها همان قوانين و نظامات جسمى و روانى حكومت مى‏كند كه بر ديگر مردم حاكم است، و تنها آنان با چنين هاله تقديس ميان تهى وضعى يافته‏اند كه مردم از شرّ آنها مى‏هراسند و به خيرشان اميد بسته‏اند.

اگر اجتماعى بخواهد اين حقيقت را مكشوف سازد، تكليفى جز اين ندارد كه غبار عقب ماندگى را از خود بزدايد و براى خدا ترس را از وجود خود بتكاند و از

/ 483