محی الدین در آینه فصوص جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

محی الدین در آینه فصوص - جلد 1

مرتضی رضوی‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تامل

1- قابل توجه صدرائيان عزيز كه مي‌گويند: از شيخ اكبر دليل نخواهيد او اهل استدلال نيست آن‌چه مي‌گويد كشف و شهود اوست، و با اين «حديث نفس» خودشان را به پذيرش سرايش‏هاي محي‌الدين دلخوش مي‌كنند.

پيش‏تر عرض كردم: محي‌الدين به شدت به دنبال دليل است هر جا كه دستش از دليل خالي است قيافه يك گزارش دهنده شهودي به خود مي‌گيرد.

و هر جا كه دليل بل دليلكي پيدا كرد فوراً محكم به آن مي‌چسبد.

2- مسئله «حديث نفس» ـ گفتگوي انسان با خودش ـ دومين تكيه‌گاه محي‌الدين است براي اثبات صحت «تناقض» در عالم هستي اعم از خدا و خلق.

اولين دليلش نيز همين آيه «هو الاول والاخر والظاهر والباطن» بود.

او مي‌خواهد با اين دو (به اصطلاح) دليل اصل بزرگ و مسلّم و بديهي و غير قابل انكار «بطلان تناقض» را انكار كند.

ابن عربي عمداً توجه نمي‌كند كه فرق ميان ديوانه و عاقل، و تفاوت ميان آدم سالم و آدم به شدت بيمار (بيمار رواني‌) همين اصل است، هر كسي تناقض گو باشد بيمارترين و ديوانه‏ترين موجود است.

پيش‏تر معني آيه از بيان امام صادق (عليه السلام)، با بار معني فلسفي‌ِ زيبايش، به شرح رفت، و اين دليل ديگر را نيز در همين جا بررسي خواهيم كرد، اما پيش از آن، بيان اين اصل لازم است كه اگر ده بل ده‏ها آيه (به فرض محال) ناظر به «صحت تناقض» باشد، بايد خود آيه تاويل شود؛ زيرا تفسير قرآن بر «صحت تناقض» بزرگ‏ترين توهين به قرآن و سبّ است.

سخن محي‌الدين درست مصداق «انّه لمجنون» است كه مشركان مكه به رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم مي‌گفتند و محي‌الدين (نعوذ بالله) در مورد نازل كننده قرآن مي‌گويد.

او مي‌داند چه مي‌گويد اما صدرائيان ما توجه ندارند كه اين نابغه اسپانيائي صليبي چه مي‌گويد.

فكر مي‌كنم اين واقعيت را در طول اين مباحث روشن كرده‏ام.

3- اما حديث نفس انسان: اولاً: انسان يك موجود مركب است و مركب مي‌تواند از دوگانگي‌ها و بل هزارگانگي‌ها تشكيل يابد و اين قضيه چه ربطي به خدا دارد كه مركب نيست، پديده نيست، خالق تركيب و مركب است، خالق دوگانگي و چندگانگي‌ها است.

و اساساً فرق خدا با خلق در همين است كه محي‌الدين استفاده معكوس از آن مي‌كند.

ثانياً: حيوان داراي يك روح و يك جسم است (به اجماع همه دين‌داران جهان) جسم او مَركب روح او است.

همين جسم و روح را انسان نيز دارد به علاوه روح دوم، كه جسم و روح حيواني با هم، مَركب اين روح دوم هستند.

پس همان طور كه آن‌چه در حقيقت حيوان است روح آن است، آن‌چه در حقيقت انسان است همين روح دوم است.

/ 611