آيا «حقيقة كليّه» وجود خارجي دارد؟
پاسخ در 14 مقدمه زير
1- همه انسانها ـ اعم از عالم و جاهل، صوفي و غيرصوفي، آسيائي، اروپائي، افريقائي و امريكائي ـ به عنوان يك بديهي مسلّم، معتقدند كه يك «عالم ذهن» داريم و يك «عالم خارج».2- همگان ميدانند كه «ذهن» ظرف و وعاء است براي يك سري اشياء كه به آنها «وجود ذهني» ميگوئيم.و «عالم خارج» نيز ظرف و وعاء است براي يك سري اشياء ديگر، كه به آنها «موجودات خارجي» ميگوئيم.3- اينك كليات و «كليها» وجود ذهني هستند يا وجود خارجي؟ ـ؟4- بنابر مبناي محيالدين، اشياء خارجي همان كليات ذهني هستند كه در خارج تعيّن مييابند و وجود پيدا ميكنند.5- در اين صورت، بايد اول عالم ذهن وجود داشته باشد تا كليات در آن باشند، سپس آن كليات به وجود خارجي تبديل شوند.6- اما زماني مديد و بس طولاني سپري شد كه نه انسان وجود داشت و نه ذهن انسان، و نه كليات درون ذهن انسان.ليكن عالم خارج با همه اشياء بيشمارش، وجود عيني و خارجي داشت.7- بنابراين، اشياء خارجي از تعينات كليات ذهني، به وجود نيامدهاند.8 ـ بل بالعكس.عالم ذهن، انعكاسي از عالم خارج است.ذهن درست مثل دوربين عكاسي و فيلمبرداري، از عالم خارج عكسبرداري ميكند.مفاهيم را از اشياء خارجي انتزاع ميكند.