آيه: 114 أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
ترجمه:
پس (بگو:) آيا (با اين همه دلايل روشن ) غير خدا را به داوري جويم ? در حالي كه اوست كه كتاب آسماني را به تفصيل به سوي شما نازل كرد، وكساني كه به آنان كتاب داده ايم ، (يهود و نصاري ) مي دانند كه اين كتاب ، از طرف پروردگارت به حق ّ نازل گشته است ، پس به هيچ وجه از ترديدكنندگان مباش .نكته ها:
((حكم )) را برخي با ((حاكم )) يكي دانسته اند، امّا برخي گفته اند: ((حكم ))، داوري است كه طرفين دعوا، او را انتخاب كرده باشند، ولي ((حاكم ))، هرگونه داور است . (455) در مجمع البيان آمده است : حكم ، كسي است كه به حق ّ داوري كند، ولي حاكم ، به هر قاضي گفته مي شود.در آيه 111، سخن اين بود كه اگر مردگان هم با اينان حرف بزنند يا فرشتگان فرود آيند، ايمان نخواهند آورد. در اين آيه مي فرمايد: اهل كتاب ، وحي بودن قرآن را مي دانند و تقاضاي معجزات ديگر، تنها بهانه است .پيامبر (ص ) در راه خود ترديدي ندارد، لذا خطاب ((لا تكونن ّ من الممترين )) هشدار به مسلمانان است كه نگران حقّانيت راه خود نباشند.پيام ها:
1- با وجود كتابي همچون قرآن ، به سراغ داوري ديگران رفتن ، نادرست و قابل توبيخ است . (أفغير الله ابتغي حكما)(جز خداوند، كسي حق ّ قانون گذاري و داوري ندارد)2- خداوند، قرآن را به تفصيل نازل كرده است . (هو الّذي انزل اليكم الكتاب مفصّلا)3- قوانين و احكام اسلام ، ابهام ندارد. (مفصّلا)4- يكي از دلايل حقانيّت اسلام ، بشارت انبياي گذشته در تورات و انجيل است . (الّذين آتيناهم الكتاب يعلمون انّه منزّل من ربّك ) چنانكه در آيه اي ديگر مي فرمايد: (يعرفونه كما يعرفون ابنائهم ) (456) اهل كتاب ، پيامبر اسلام را همچون فرزندان خود مي شناختند.5- رهبر بايد از قاطعيّتي ترديدناپذير در راه دعوت خود برخوردار باشد. (فلاتكونن ّ...)6- مبادا به خاطر ايمان نياوردن اهل كتاب ، در شما ترديدي پيدا شود، زيرا آنان حقانيّت قرآن را خوب مي دانند و انكارشان به دليل لجاجت است . (يعلمون انّه منزّل من ربّك بالحق ّ فلا تكونن ّ من الممترين )455-تفاسير نمونه و المنار
456-بقره ، ; 146 انعام ، 20