آيه: 138 وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ
ترجمه:
و مشركان (به پندار خويش ) گفتند: اينها، دام ها و كشت هايي ممنوع است ، كسي نخورد مگر آن (خادمين بتكده ها) كه ما بخواهيم . و چهارپاياني است كه (سوار شدن بر) پشت آنها حرام است و چهارپاياني كه نام خدا را (هنگام ذبح ) بر آن نمي برند (اين احكام را) به دروغ به خدا نسبت مي دادند. خداوند به زودي آنان را به كيفر آنچه به او افترا مي بستند جزا خواهد داد.نكته ها:
((حجر)) به معناي منع است و ((تحجير)) يعني منطقه اي را سنگ چين كردن و مانع شدن از ورود ديگران براي تصاحب آن . ((حجر اسماعيل )) نيز جايي است كه با ديوار سنگي جدا شده است . عقل را هم ((حجر)) گويند، چون انسان را از زشتي ها باز مي دارد. (هل في ذلك قسم لذي حجر) (487) .در دو آيه ي قبل ، عقائد خرافي مشركان درباره ي سهم خدا و بت ها از كشاورزي و چهارپايان مطرح بود. در اين آيه چگونگي مصرف سهم بت ها بيان شده كه احدي حق ّ استفاده ندارد، مگر خادمين بت ها و بتكده ها.با توجّه به اين آيه ، مشركان چهار انحراف داشتند: 1 ممنوع شمردن بعضي از چهارپايان .2- ممنوع شمردن بعضي از محصولات كشاورزي . 3 ممنوع كردن سواري برخي از چهارپايان . 4 نبردن نام خدا به هنگام ذبح حيوانات .قرآن ، هدف آفرينش چهار پايان را سوار شدن بر آنها و مصرف از گوشت آنها مي داند: (جعل لكم الانعام لتركبوا منها و منها تأكلون ) (488) و تحريم بهره برداري از چهارپايان را، از بدعت هاي جاهلي مي شمرد كه در آيه 103 سوره ي مائده نيز بيان شده است .اسلام ، آيين جامعي است كه حتّي انحراف در بهره گيري از حيوانات را هم تحمّل نمي كند.وقتي قرآن ، از بي مصرف ماندن حيوان وتحريم سوارشدن بر آن نكوهش مي كند، به طريق اولي از بي مصرف ماندن انسان ها، منابع ، سرمايه ها واستعدادها بيشتر نكوهش مي كند.پيام ها:
1- احكام دين بايد منسوب به خدا باشد، نه بر پايه ي گمان ، خيال ، قياس و استحسان . (قالوا... بزعمهم ... افتراء عليه )2- مبارزه با خرافات ، يكي از وظايف اصلي پيامبران است . (افتراء عليه سيجزيهم ) 3- تحريم حلال ها و تحليل حرام ها، افترا بر خداست . (هذه انعام و حرث حجر... افتراء )4- بدعت گذاران ، در انتظار كيفر قوانين موهوم خود باشند. (سيجزيهم )487-فجر، 5
488-غافر، 79