آيه: 77 فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
ترجمه:
پس (بار ديگر) چون ماه را در حال طلوع و درخشش ديد، گفت : اين پروردگار من است . پس چون غروب كرد، گفت : اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود، قطعا از گروه گمراهان مي بودم .نكته ها:
كلمه ي ((بازغ)) از ((بزغ))، به معناي شكافتن وجاري ساختن خون است . امّا در اينجا گويا طلوع خورشيد و ماه ، پرده ي تاريكي شب را مي شكافد و سرخي كم رنگي در اطراف خود پديد مي آورد. (401) .ابراهيم (ع) هم با ستاره پرستان برخورد كرد، هم با ماه و خورشيد پرستان . (402) به گفته ي بسياري از مفسّران ، گفتگوي حضرت ابراهيم با مشركين منطقه ي بابل بود.انسان در هر فرضيه اي كه به بن بست رسيد، بايد بدون لجاجت ، مسير را عوض كند. بر خلاف مشهور كه مي گويند: مرد آن است كه روي حرف خود بايستد و پافشاري كند، اين آيه به ما مي گويد: مرد آن است كه حرفش ((حق ّ)) باشد، گرچه با تغيير موضع باشد.پيام ها:
هاي 1و 2وو 3و آيه ي قبل ، در اينجا نيز موضوعيّت دارد.4- در انتقاد، بايد از روش گام به گام بهره گرفت . در آيه ي قبل فرمود: من ((آفلين )) را دوست ندارم . ولي اينجا مي فرمايد: پرستش ماه ، انحراف و ضلالت است .5- در راه شناخت ، بايد به فيض و هدايت الهي تكيه كرد و بدون آن ، نمي توان به سرچشمه ي زلال معارف رسيد. (403) (لئن لم يهدني ربّي )6- در درون انسان ، گمشده اي است كه گاهي در پيدا كردن آن ، سراغ مصداق هاي گوناگون (و گاهي انحرافي ) مي رود. (هذا ربّي ) در دو آيه پي درپي آمده است .7- انبيا هم به هدايت الهي نيازمندند. (لئن لم يهدني ربّي ) 8- هدايتگري از شئون ربوبيّت است . (يهدني ربّي )401-تفسير نمونه
402-تفسير نورالثقلين
403-تفسير الميزان