آيه: 89 أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ
ترجمه:
آنان كساني بودند كه كتاب آسماني و حكومت و قضاوت و مقام نبوّت به آنان داديم . پس اگر اين مشركان به آنها كفر ورزند و نپذيرند (ناراحت نباش ، چرا كه ) ما گروهي ديگر را كه به آن كافر نيستند مي گماريم .نكته ها:
كلمه ي ((حكم ))، هم به معناي حكومت وزمامداري است ، هم به معناي قضاوت و داوري و هم به معناي درك و عقل . در مفردات راغب ، معناي اصلي آن منع وجلوگيري ذكر شده و چون عقل وقضاوت وحكومت صحيح مانع اشتباه وخلافند، به آنها حكم اطلاق شده است .در تفسير المنار و روح المعاني از مفسّران نقل شده كه مراد از (قومي كه كفر نمي ورزند و حق ّ را پذيرفته و حمايت مي كنند) ايرانيانند. (413) .امام صادق (ع)فرمود: اصحاب صاحب اين امر، محفوظ هستند، اگر همه ي مردم از او دور شوند، خداوند اصحاب او را مي آورد. آنان همان كساني هستند كه خداوند درباره ي آنان فرمود: (فان يكفر بها هؤلاء فقد وكّلنا...) (414) .پيام ها:
1- پيامبران ، حق ّ حكومت و قضاوت دارند. (آتيناهم الكتاب و الحكم و النبوّه)2- نيكوكاري ، صلاح پيشگي و راه يافتن به راه مستقيم ، از اوصاف انبياست . (نجزي المحسنين ....كل من الصالحين ....هديناهم الي صراط مستقيم .....آتيناهم الكتاب )3- هر مكتب طرفداران ومخالفاني دارد وميان آنان نيز ريزش است و هم رويش . گاهي طرفدار، مخالف و يا مخالف ، طرفدار مي شود. مسلمان ، مرتدّ و كافر، مسلمان مي شود. (فان يكفر بها هؤلاء فقد وكّلنا بها قوما)4- با كفر گروهي ، مكتب حق ّ بي طرفدار نمي ماند. وقتي راه ، حق ّ و الهي باشد، آمد و رفت افراد نبايد در انسان اثر كند. (فان يكفر بها هؤلاء فقد وكّلنا بها قوما)413-تفسير نمونه
414-غيبت نعماني ، ص 316