ترجمه تفسیر المیزان جلد 10
لطفا منتظر باشید ...
نوح (ع) در اين سخنش در باره همه آنچه از خود نفى كرد اينطور تعبير كرد كه من نمىگويم چنين و چنانم، ولى در نفى علم غيب فرمود:" وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ- و من غيب نمىدانم" ديگر نگفت:" و لا اقول انى اعلم الغيب- من نمىگويم غيب مىدانم" و اين بدان جهت بوده كه علم غيب از اسرارى است كه هر كس داراى آن باشد به آسانى اظهارش نمىكند، بلكه تا بتواند از اظهار آن خوددارى مىنمايد، و اگر كسى بگويد:" من نمىگويم غيب مىدانم" براى شنونده دليل نمىشود بر اينكه او به راستى نمىداند، (چون ممكن است علم غيب داشته باشد و در عين حال بگويد من نمىگويم غيب مىدانم) ولى اگر بگويد" غيب نمىدانم" دليل مىشود بر اينكه نمىداند، به خلاف آن امور ديگرى كه از خود دفع كرده و گفت:" لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ" و يا گفت:" وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ" كه در آنها كلمه" نمىگويم"، شنونده را به ترديد نمىاندازد.نكته ديگرى كه در اين آيه است اين است كه در سه فقرهاى كه جمله" لا اقول" آمده كلمه" لكم" فقط يك بار در فقره اول آمده، ولى در دو فقره ديگر نيامده، و اين بدان جهت بوده كه آوردن يك بار كافى بوده است.
خداى تعالى رسول گرامى خود را نيز دستور داد تا همان جوابى را كه نوح (ع) به قوم خود داد به قوم خود داده و بگويد: " لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ" و سپس دنبالهاى به آن اضافه كرد كه به وسيله آن، منظور روشن شود، و آن دنباله اين است: " إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ" «1».
(1) من پيروى نمىكنم مگر آنچه را كه به من وحى شده، بگو آيا كور و بينا يكسانند؟ پس چرا تفكر نمىكنيد؟!. " سوره انعام، آيه 50"