گنج حضرت عيسى عليه السلام - عاقبت بخیران عالم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عاقبت بخیران عالم - نسخه متنی

علی محمد عبداللهی ملایری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قائل است ، پى برد و فساد منطق كسانى را كه به لفظ مبارزه با شهوات نفسانى بسنده كرده اند، دريافت .

شرط اول براى حركت به سوى خدا اين است كه انسان از روى صدق و اخلاص در اين راه گام گذارد و كارش از روى صداقت و حقيقت باشد و هرگز دانسته يا ندانسته فكر فريب خود و ديگران نباشد كه نتيجه اى جز رسوايى و شكست در پى نخواهد داشت .

در عالم انسان ، انسانهايى با ماهيتهاى درونى و شخصيتهاى كاملا متفاوت و گاهى متناقض مشاهده مى كنيم كه هر يك از مسير تربيت به راهى رفته و ماهيتى برگزيده اند ولى ترديدى نيست كه در ميان ماهيتهاى گوناگونى كه انسانى مى تواند برگزيند، يك ماهيت است كه به جهت انطباق بر فطرت انسانى او، ماهيت انسانى است . يعنى انسانيت انسان در گرو تحصيل چنين ماهيتى است كه جز در سايه پرورش متعادل و شكوفايى هماهنگ استعدادهاى درونى و جهازات روحى و فطرى به وجود نمى آيد.

از آنجا كه گزينش اين ماهيت انسانى و مبارزه با نفس سركشى غير انسانى ، كارى است دشوار ولى در عين حال نه غير ممكن ، در اين نوشتار به معرفى عزيزانى نشسته ايم كه در اين ميدان وارد و سربلند بيرون آمدند، تا كسان ديگرى هم كه مى خواهند دنبال رو اين ماهيت باشند، با الگو گرفتن از آنها اين راه دشوار و پر سنگلاخ را با اتكاى بر خداوند به آسانى بپيمايند.

جلد اول اين مجموعه مورد استقبال گرم عاشقان فرهنگ اسلامى قرار گرفت ، اظهار لطف و تشويق بى شائبه آن عزيزان ما را در كارمان دل گرمتر و جديتر كرد و بر آن داشت تا هر چه زودتر جلد دوم آن را در اختيار عزيزان قرار دهيم ، كه البته مشكلات مانع و قدرى انتظار طولانى شد. به لطف خداوند مشكلات برطرف و جلد دوم آماده چاپ شد كه آن را به فرهنگ دوستان مسلمان تقديم مى كنيم و اميدواريم كه بتوانيم جلدهاى بعدى ، بخصوص *((*عاقبت بشران *))* را هم در دسترس عزيزان قرار دهيم . در پايان از خداوند بزرگ مى خواهيم كه ما را هم از عاقبت بخيران عالم قرار دهد.

والسلام على محمد عبداللهى ملايرى

گنج حضرت عيسى عليه السلام

حضرت عيسى عليه السلام با حواريون سياحت مى كرد، گذرشان به شهرى افتاد، در نزديكى شهر گنج زيادى پيدا كردند، حواريون از عيسى عليه السلام در خواست نمودند اجازه دهد گنج را جمع آورى كنند تا بيهوده از بين نرود. فرمود: شما مشغول اين كار شويد من هم به داخل شهر دنبال گنج خود كه سراغ دارم ، مى روم .

عيسى عليه السلام داخل شهر شد، به خانه خرابى رسيد، وارد خانه شد پيره زنى را آنجا ديد به او فرمود:

اگر اجازه دهيد امشب ميهمان شما باشم ، پيره زن اجازه داد. حضرت عيسى عليه السلام از زن پرسيد غير از تو كس ‍ ديگرى هم در اين خانه زندگى مى كند؟ گفت : آرى پسرى دارم كه روزها در بيابان خار مى كند و از دسترنج او زندگى مى كنيم .

شبانگاه پسرش آمد. پيره زن گفت : امشب ميهمانى داريم كه آثار بزرگى و عظمت در چهره او آشكار است . اينك خدمت او را غنيمت شمار و از وجود او استفاده كن . جوان پيش عيسى عليه السلام رفت پاسى كه از شب گذشت .

آن بزرگوار از وضع زندگى و معاش جوان سؤ ال كرد. از جوابى كه داد عيسى عليه السلام پى برد كه جوانى هوشيار و بافراست است و قابليت ترقى درجات كمال را دارد، اما معلوم مى شود پاى بند يك علاقه قلبى است .

به او گفت : جوان گويا دردى در دل دارى كه آثارش از سخنانت هويدا است . به من بگو شايد برايت كارى كنم .

جوان كه خيال مى كرد گفتن مشكلش ‍ فايده ندارد چيزى نگفت ولى چون حضرت اصرار كرد، گفت : آرى دردى دارم كه جزء خدا كسى نمى تواند آن را دوا نمايد.

حضرت عليه السلام فرمود: مشكل خود را براى من بگو. جوان گفت : روزى خار به شهر مى آوردم از كنار قصر دختر پادشاه رد شدم ، همين كه چشمم به صورت او افتاد چنان شيفته و شيدايش گرديدم كه مى دانم چاره اى جز مرگ ندارم ، فرمود: اگر تو بخواهى من وسايل ازدواج شما را آماده مى كنم .

جوان سخنان ميهمان را به مادرش گفت ، پيره زن گفت : از ظاهر اين مرد معلوم مى شود دروغگو نيست .

حضرت عيسى عليه السلام فرمودند: فردا پيش پادشاه برو و دخترش را خواستگارى كن هرچه خواست بيا به من خبر بده ، صبحگاه جوان براى خواستگارى به بارگاه آمد، خود را به نزديكان پادشاه رسانيد و گفت : من

/ 166