هديه و جمع‏آورى زكات - عرفان اسلامی جلد 10

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - جلد 10

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

خدا لعنت كند رشوه دهنده و رشوه گيرنده و كسى كه بين اين دو واسطه مى‏باشد .

و امام صادق عليه‏السلام رشوه‏خوارى را كفر به خدا خواند و فرمود :

وَاَمَّا الرِّشا فِى الْحُكْمِ فَهُوَ الْكُفْرُ بِاللّهِ[26] .

رشوه خوارى در حكم و داورى كفر به خداوند مى‏باشد .

هديه و جمع‏آورى زكات

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مردى به نام ابن اللُّتْبيَّه از طايفه « اَزْد » را به جمع‏آورى زكات فرستاد و چون آن مرد از مأموريت خود بازگشت مبلغى از اموال را كه همراه آورده بود تسليم پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كرد و مبلغى را براى خود برداشت و گفت :

آن قسمت مال شما و اين قسمت هديه‏اى است كه مردم به من اهدا كرده‏اند .

پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود : چرا در خانه پدر و مادرت ننشستى تا ببينى هديه برايت مى‏آورند يا نه ؟ !

سپس به سخن برخاست و فرمود :

چگونه است كه ما مردمانى را مأمور جمع‏آورى زكات مى‏سازيم پس مى‏گويند :

اين قسمت مال شما و اين قسمت هديه‏اى است كه به ما اهدا شده ، چرا چنين مأمور در خانه پدر و مادرش نمى‏نشيند تا ببيند هديه برايش مى‏برند يا نه[27] .

گاهى نفس انسانى در اثر جنبش و هيجان حرص و طمع دستخوش نوع خاصى از وسوسه مى‏شود كه تحت تأثير آن مى‏خواهد ميان گرفتن رشوه و رعايت جانب حق جمع كند ، در صورتى كه چنين امرى هيچگاه ميسّر نيست ؛ زيرا وقتى شخص پذيراى رشوه شد ديگر عقل او در اثر مداخله هواى نفس ، قدرت حكومت را از دست خواهد داد و قادر به تميز حق از باطل نخواهد بود ، چنان كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در مقام اشاره به همين حقيقت فرمود :

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْ لِفاجِرٍ عَلَيَّ يَداً وَلا مِنَّةً[28] .

بار خدايا ! براى فاجرى حقى و منتى بر ذمّه من احراز مكن .

پاكى عمل

عاقبة بن يزيد كه در عصر مهدى عبّاسى عهده‏دار قضاى بغداد بود ، يك روز به هنگام ظهر نزد خليفه شد و تقاضا كرد كه ديگرى را به جاى او در منصب قضا بگمارد تا بى‏درنگ صندوق اسناد و محفظه مدارك مربوطه به ارباب دعوى و دفاع را به او تسليم كند .

مهدى چون سخن او بشنيد ، پنداشت كه يكى از رجال دولت با وى به معارضه برخاسته و او را آزرده خاطر و خشمگين ساخته .

از اين‏رو علّت استعفايش را بخواست و گفت : اگر علّت آزردگيت اين است كه كسى با تو معارضه كرده بازگوى تا هم اكنون به تأديبش فرمان دهم ، قاضى گفت :

چنين اتفاقى نيفتاده است .

مهدى گفت : در اين صورت علت استعفا چيست ؟

قاضى گفت : يك ماه پيش از اين ، دو تن از مراجعان در خصوص قضيّه‏اى دشوار به محضر قضا حاضر شدند و هر يك ادّله و شهودى بر صدق اظهارات خود در مورد نزاع اقامه كرد و حجّت‏ها آورد كه جاى تأمّل و درخور مطالعه و تحقيق بود .

/ 215