علم، عقل، دین نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
برخي توصيفات از يک همبستگي حکايت ميکند.يک آهن ربا نميتواند يک قطب داشته باشد، قطب شمال آن با قطب جنوب متعادل است....يک فهم خداباورانه مناسب بايد دو قطبي باشد:1- يعني بايد از يک سو، صفات ثابت و واجب و مطلق را براي ذات خدا پذيرفت.2- و از سوي ديگر صفات ممکن و زماني و متناهي را.(1)1- دسته اول، صفات (مطلق، واجب و نظائران) مشخصه هاي انتزائي نحوه وجود خداوند (يعني اساساً ذات خدا) را بيان ميکند.2- در حالي که دست دوم (ممکن و امثال آن) خصيصه هاي عليت الهي (يعني ذات فعال خداوند) را مشخص ميکند.(2)برخلاف نظريه فلاسفه ارسطوئي که تمام صفات خدا را واجب و ضروري ميدانند و خدا را حتي در فاعليت اش مضطر و واجب ميدانند البته نسبت به يک صادر نه بيشتر و عدم صدور آن واحد را از خدا محال همچنانکه صدور بيش از واحد بي واسطه را از خدا محال ميدانند همچون علت هاي طبيعي که معلولي خاصي را بالضروري دارا هستند و درواقع ارسطوئيان، منکر اختيار در خداوند هستند اما از آنجا که غالباً اين فيلسوفان ارسطوئي در قرون وسطي و قرون اخير، اهل ديني هستند و