علم، عقل، دین نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
بطلميون هم ندارد که زمين را محور گردش افلاک دانسته و افلاک را در چند فلک محدود مينمايد.و با وجودي که ماوراء اين آسمان از دست رس علوم تجربي و حسي خارج است. علم تجربي، قادر به انکار آسمان هاي ديگر نيست تا آنکه تعدد آسمانها را در کتب آسماني، دليل بر مخالفت آنها با علم تجربي بدانيم.(آنچه به ذهن ميرسد اين است که امروزه ميگويند کهکشان ها که عدد آنها، معلوم نيست و اگر هم معدود باشد قابل محاسبه انسانها نيست با قطري عظيم، گويا در صفحه اي قطور که طول و عرض آن قابل محاسبه نيست در حرکت اند که در خطي عمود به اين صفحه، سياه چالي است که هيچ نوري که بطرف آن رود باز نميگردد و علوم تجربي از درک عمق آن، عاجز اند که شايد عمق آن از ميلياردها ميليارد سال نوري هم تجاوز کند ما نميدانيم، اما آيا ماوراء آن، سياه چال باز جهاني ديگر و آسماني ديگر هست يا نيست، از نظر علوم تجربي، قابل پاسخ نيست و علوم تجربي انحصار وجود آسمان را بهمين آسمان، نميتواند اثبات يا نفي کند تا با تعدد آسماني که در کتب آسماني بالاخص در قرآن آمده است منافات داشته باشد) .در هر حال بر خلاف «ساير اديان و مذاهب» که با عقل و علم، چالش صريح دارند در «اسلام ناب» که همان «اسلام عترت و اهل بيت رسول خدا باشد» (شيعه)، هيچ چالش صريحي با عقل و علوم تجربي وجود ندارد و نيازي به تاويلي که در هرمنوتيک براي ساير «اديان و مذاهب متناقض با عقل و علم»، وجود دارد نيست و در محکمات قرآن که ام القرآن و مرجع ساير آيات قرآن است هيچ تضاد صريحي با