دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شود و هنوز آن لحظه آفتاب به سمت سر اين شخص مقيم نرسيده باشد و چون آفتاب به سمت سر اين شخص مقيم رسد و مقيم را يك شبانه روز تمام شود آن مشرقى را يكشبانروز تمام شده باشد و از شبانروز دوم قدرى گذشته و مغربى را آفتاب هنوز به سمت سر نرسيده باشد و يكشبانروز تمام نشده باشد پس چون مغربى را يكشبانروز تمام شود مقيم را يكشبانروز و چيزى گذشته باشد و مشرقى را يكشبانروز و مقدارى ديگر پيش از آن كه مقيم را گذشته باشد رفته باشد پس زمان يك شبان روز مشرقى كم از زمان يك شبان روز مقيم است و زمان يكشبانروز مقيم كه از زمان يك شبانروز مغربى است . و اين زيادتها كه در مدت يكسال جمع شود ( در مدت يكسال جمله شودخ ل ) به اضافت با مقيم يك شبانروزبود .

پس چون بر مقيم سيصد و شصت و پنج روز بگذشته باشد بر مشرقى سيصد و شصت و شش روز بگذشته باشد و بر مغربى سيصد و شصت و چهار روز بيش نگذشته باشد پس هر يكى در دعوى خويش راست گوى باشد و امروز در حق يك شخص آذينه است و در حق آن ديگر شنبه و در حق آن ديگر پنجشنبه . و چون هر يكى از اين دو شخص به مقدار آن مى رود كه از زمين حصه وسط آفتابست حساب آن تقاضا كند كه مبلغ آن تفاوت به نسبت با شخص مقيم بمقدار يكشبانروز باشد و به نسبت با مشرقى و مغربى به مقدار دو روز . پس سبب آن كه يك سال شمسى در حق سه شخص مختلف شود معلوم شد . و اين مسئله از غرائب و نوادر مسائل است]). اين بود عبارت مسعودى كه نقل كرده ايم . قوله([ : و فرض كنيم كه در نصف النهار آن روز آفتاب به اول حمل تحويل كرده بود])اين فرض فقط براى تسهيل در تصور مسئله است و گرنه بيان مذكور در اجزاى ديگر منطقة البروج نيز متمشى است .

قوله([ : و راست بر خط مشرق و مغرب رفته باشند])يعنى بر يكى از مدارات يومى كه آن را طلوع و غروب بوده باشد و از دو سوى رفته باشند . قوله([ : حصه وسط آفتاب باشد])حصه وسط آفتاب در شبانه روز به محاسبه رصدى زيج بهادرى 49 بعه 19 لثه 8 نيه 59 قه است و مقدار وسطى در مقابل مقدار حقيقى است كه بحث آن را به تحقيق و تفصيل در پيش داريم و اكنون به همين حد اكتفاء مى كنيم . قوله([ : و امروز روز آذينه است])آذينه با ذال ثخذ همان آذينه با دال ابجد به معنى جمعه است . اين رباعى از خواجه نصيرالدين طوسى در فرق ميان دال و ذال فارسى است :

آنان كه به فارسى سخن مى رانند در معرض دال ذال را بنشانند ما قبل وى ار ساكن جز واى بود دال است و گرنه ذال معجم خوانند پس در دو صورت حرف([ د])معجمه باشد و در دو صورت مهمله يعنى : اگر ما قبل([ د])يكى از حروف([ واى])بود و

/ 526