دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
آن حرف ساكن باشد ذال معجمه است مانند دوذ داد ديذ . و اگر ما قبل آن يكى از حروف جز واى بود و آن حرف متحرك بود باز ذال معجمه است مانند ايزذ آمذ كالبذ باشذ . و اگر ما قبل آن يكى از حروف واى باشد و آن حروف متحرك باشد دال مهمله است مانند شايد شود . و اگر ما قبل آن يكى از حروف جز واى باشد و آن حرف ساكن بود باز دال مهمله است مانند كند تند خورد برد . لذا انورى گويد :دستت به سخا چون يد بيضا بنمود از جود تو بر جهان جهانى افزود كس چون تو سخنى نه هست و نه خواهد بود گو قافيه دال شو زهى عالم جود آن كه قاضى زاده رومى در شرح چغمينى گفته است([ : و غير ذلك من هذا القبيل ]). . . بدانچه در اختلاف ايام هفته و سال گفته ايم مى توانى وجوه غير ذلك را دريابى . مثلا شيخ بهائى در تشريح الافلاك و تعليقه خود او بر آن گويد : و يتفرع على كرويتها صحة كون يوم معين خميسا و جمعة و سبتا عند ثلاثة بل صحة كون يوم معين جمعة لاحد و سبتا لاخر و احدا للثالث و الاثنين للرابع و هكذا الى و خميسا للسابع . و ذلك بما يقف السابع و دار السادس دورة حول الارض موافقا لدوره الشمس و الثالث دورتين و الرابع ثلاث دورات و هكذا أو يقف الاول و دار الثانى دورة مخالفة الدورة الشمس و الثالث دورتين و هكذا . و بناء الفرض الذى فى المتن ( و هو قوله([ : و يتفرع الى قوله : ثلاثة])على ان يقف واحد و دار الثانى موافقا للشمس و الثالث مخالفا لها على ما يدل عليهالترتيب المذكور فيه . بيرجندى را در شرح تذكره در اين مطالب ياد شده بيانى به تفصيل است و ملا مظفر جنابذى را بر آن تعليقه اى مفيد كه چون حركت وسطى شمس در بحث اوساط و تعديلات به خوبى معلوم شده است به عنوان تمرين و تشحيذ ذهن ذكر مى كنيم و توضيح مى دهيم