و انطباق ايشان در وقتى است كه دائره عرض بسمت الراس گذرد .
سى و ششم
نسبتى كه واقع است ميانه افق و نصف النهار تباين است زيرا كه مرور دائره نصف النهار بر دو قطب افق است و محال است انطباق ايشان .
سى و هفتم
نسبتى كه واقع است ميانه افق و دائره مشرق و مغرب او نيز تباين است زيرا كه دائره مشرق و مغرب بدو قطب افق گذرد .
سى و هشتم
نسبتى كه واقع است ميانه افق و وسط السماء تباين است بر وجهى كه در دو نسبت سابق مذكور شد .
سى و نهم
نسبتى كه واقع است ميانه افق و ارتفاع تباين است بر وجهى كه گذشت .
چهلم
نسبتى كه واقع است ميانه دائره نصف النهار و مشرق و مغرب تباين است لما ذكر .
چهل و يكم
نسبتى كه واقع است ميانه نصف النهار و وسط السماء عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق ميشوند و انطباق ايشان در وقتى است كه ماره باقطاب اربعه چنانچه ما سبق ذكر يافت منطبق بر نصف النهار شود .
چهل ودوم
نسبتى كه واقع است ميانه نصف النهار و ارتفاع عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق ميشوند زمان رسيدن كوكب يا نقطه مفروضه كه گرفتن ارتفاع او مطلوبست بدائره نصف النهار .
چهل و سوم
نسبتى كه واقع است ميانه مشرق و مغرب و وسط السماء عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق مى شوند در موضعى كه تمام قوس عرض بلد بقدر ميل كلى يا كمتر بوده باشد و انطباق ايشان در آن موضع در وقتى است كه قطب فلك البروج بدائره مشرق و مغرب باشد .
چهل و چهارم
نسبتى كه واقع است ميانه دائره مشرق و مغرب و ارتفاع عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق ميشوند هر گاه مركز كوكب يا نقطه مفروضه كه مطلوب گرفتن ارتفاع است و بر دائره مشرق و مغرب واقع باشد .نسبتى كه واقع است ميانه وسط السماء رؤيت و ارتفاع