دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اسحاق نيوتن نيز قائل به قوه جاذبه ارض شده است كه امروز همگان بر آن متفق اند . شايد در بادى نظر اين سوال پيش آيد كه اگر هبوط و سقوط اجسام بسوى زمين از قوه جاذبه زمين است پس چرا بعكس شعله آتش و ابر و دود و بخار مثلا از زمين گريزانند و بسوى بالا شتابان مى روند ؟ جواب اين است كه اين مواد در حقيقت ميل به بالا ندارند و بسوى بالا رفتن آنها در واقع از قوه جاذبه زمين است بدين بيان كه اجسام با هم تزاحم دارند يعنى دو جسم در يك مكان نگنجند بلكه يكى ديگرى را دفع و رد مى كند تا خود حائز آن مكان شود مى دانيم كه برودت سبب تكثيف هوا و حرارت موجب تخفيف آنست هواى سرد آكنده و فشرده و سنگين است و هواى گرم باز و پراكنده و سبك قوه جاذبه جسم سنگين را بحكم جنسيت تجاذب بيشتر بسوى خود جذب مى كند حال چون هواى سنگين بفشار بسوى زمين جذب مى شود لاجرم هواى سبك را از مكانش بفشار دفع مى كند و دور مى نمايد و جاى او را مى گيرد پس اين ميل هواى سبك بسوى بالا در واقع پرت كردن هواى سنگين او را بدانسوى است و انسان گمان مى كند كه بخار و شعله و مانند آنها بسوى بالا شتابان روان و از زمين گريزانند . و به همين سبب است كه اشياء خفيفه از زير آب به بالا مى آيند كه در واقع آب چون سنگين تر از آنها است آنها را بسوى بالا دفع مى كند .

بصورت تمثيل و تنظير در نظر بگيريد دو كفه ترازو را هر گاه سنگى به وزن دو مثقال در يك كفه آن بنهيم به حكم فعل جاذبيت بسوى زمين مى آيد و كفه ديگر خالى بالا مى رود در اين حال اگر سنگى به وزن يك سير در آن كفه تهى بنهيم بسبب زيادت فعل جاذبيت به حسب زيادت ماده بسرعت بسوى زمين هبوط مى كند و آن كفه ديگر بسبب قلت آن بهمان سرعت به بالا صعود مى نمايد . به موضوع درس برگرديم و از نكته 626 هزار و يك نكته نقل كنيم : فلك در كتب هيات و نجوم مدارات و دوائر است و رياضى به غير آن نظر ندارد لذا در كتب اساطين فن كلمه فلك اضافه به دوائر عظام شده است . ابوريحان بيرونى در اول باب سوم مقاله نخستين قانون مسعودى گويد : الدائره والفلك اسمان يتعاقبان على موضوع واحد فيتبادلان . ( ص 54ج 1 ط حيدر آباد دكن ) و در باب هفتم مقاله دهم آن گويد : ان صاحب العلم الرياضى يبين عن مواجب الدوائر والحركات الموجودة فيها و هى خطوط مجردة و لذلك لانتحرز فيها عما يولده تقاطع الاجسام من التمانع عند الحركات . ( ج 3 ص 1314 ) بيرجندى در اوائل فصل سوم از باب دوم شرح تذكره گويد : ان المهندسين لما اكتفوا فى بيان هيئة الافلاك بمنا طقها اذ هى كافية لايراد البراهين سموها افلاكا . نص كلام خواجه طوسى در آخر فصل پنجم از باب دوم تذكره در هيات و شرح خفرى بر آن اين است

/ 526