در انجام درس پيش و در آغاز همين درس ( 61 ) دانسته ايم كه حركت فلك جوزهر قمر بخلاف توالى و در هر شبانه روزى سه دقيقه و يازده ثانيه حركت اوست پس هر يك از راس و ذنب قمر را سير معكوس است كه مثلا از اول برج منتقل باخر برجى كه قبل از اوست شوند و هر دورى را در نوزده سال و هر برجى را در نوزده ماه و هر درجه را در نوزده روز قطع كنند و كسور را قدر معتنى به نبود . بعنوان تنوع در بحث حكمى از احكام نجومى را نقل مى كنيم : معنى استقامت و اقامت و رجعت كوكب را دانسته ايم مرحوم ملا حسين بن اسماعيل بسطامى را رساله اى و جيز و عزيز در معرفت تقويم رقومى بقلمى رسا و شيوا است كه هم اين رساله گرانقدر ناشناخته است و هم مؤلف فاضل و عالم آن . عبارت او اين كه :
فائده
بدان كه كوكب اگر مستقيم در سير بود خوشحال خواهد بود چه اين حركت موافق طبع اوست و منسوبات او نيز خوشحال خواهند بود و اگر راجع باشد بدحال و منسوبات وى نيز چنين چنان كه بتجربه رسيده كه هر وقت كه زحل راجع مى شود گندم و جو كم حاصل آيد و زارعين را حال بد گذرد . انتهى و چون استقامت و رجعت و منسوبات بدان دو را در احكام نجومى شانى شايان است اعظم زمان و اصغر زمان استقامت و رجعت هر يك از متحيره را در رسائل و جداول معرفت تقويم رقومى بعنوان ضابطه ضبط كرده اند بدين صورت : اعظم زمان استقامت زحل را هشتماه و چهار روز است .و مشترى را نه ماه و چهارده روز . و مريخ را دو سال و پانزده روز . و زهره را يكسال و ششماه و چهار روز . و عطارد را سه ماه و چهار ده روز . و اصغر زمان استقامت زحل را هفت ماه و بيست و شش روز است و مشترى را نه ماه . و مريخ را يكسال و دو ماه و هفت روز . و زهره را يكسال و پنج ماه و بيست روز . و عطارد را سه ماه و سه روز . و اعظم زمان رجعت زحل را پنج ماه و مشترى را چهار ماه و نيم