دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
و مريخ را دو ماه و بيست و يكروز و زهره را يكماه و چهارده روز و عطارد را بيست و سه روز است . و اصغر زمان رجعت زحل را چهار ماه و شانزده روز است و مشترى را سه ماه و بيست و هشت روز و مريخ را دو ماه و شش روز و زهره و عطارد را بيست و يكروز . و بدانكه زحل را در هر دوره بيست و نه رجعت و مشترى را در هر دوره يازده رجعت است . پس اگر ناظر در تقويم به بيند كه درجه يا دقيقه كوكب در هر نصف روزى زياده از روز سابق است داند كه كوكب مستقيم است و اگر كمتر باشد داند كه راجع است و اگر مساوى باشد در چند روز داند كه مقيم است . اما قمر را اگر چه تدوير هست اما حركت او در قطعه عليا كه بخلاف توالى است اسرع از حركت وسط او نيست پس رجعت لازم نيايد ليكن در قطعه عليا بطيى ء و در قطعه سفلى سريع نمايد و وجه بطؤ و سرعت ظاهر است اما بيان حركت وسط و عدم لزوم رجعت چنانكه در همين درس وعده داده ايم مبتنى بر مطالبى است كه پس از آگاهى بدانها گفته آيد .
فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس سوره مباركه كورت از تكوير شمس و انكدار نجوم آغاز شده است تا به اذا السماء كشطت مى رسد و پس از آن به فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس والليل اذا عسعس والصبح اذا تنفس . آنگاه كه آفتاب در هم پيچيده شود كه بى فروغ و كور گردد و آنگاه كه ستارگان تيره و بى نور گردند قسم ياد نمى كنم بستارگان واپس شونده رونده پنهان شونده . خنس و كنس جمع خانس و كانس مانند طلب و طالب اند . خنس عنه خنسا و خنوسا از دو باب نصر و ضرب : سپس ماند از آن و پنهان و پوشيده شده است . فخر رازى در مفاتيح گويد : الخنوس الانقباض والاستخفاء تقول خنس من بين القوم والنخنس و فى الحديث الشيطان يوسوس الى العبد فاذا ذكر الله خنس أى انقبض و لذلك سمى الخناس . بالجملة اهل لغت خنوس را به انقباض و انخفاض و تاخر و استتار معنى كرده اند . و طبرسى در تفسير مجمع گويد : اصل خنس و كنس ستر است . در حماسه آمده است ( حماسه 230 ) : قال دراج حين طعن :