مختار ما در بيان كريمه ياد شده ( فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس ) آن بود كه نگاشته ايم . كنوس به استتار متحيره در تحت خورشيد كه به اصطلاح فن احتراق كوكب گويند نيز تفسير شده است چنانكه حكيم سبزوارى در غرر و استاد علامه شعرانى در نثر طوبى و جز آن قدس سرهما بدين وجه رفته اند . و اقوال ديگر در تفسير كريمه مذكور گفته اند كه با رجوع بكتب تفسير دانسته ميشود .حكيم سبزوارى در دنباله و تتمه ابيات ياد شده غرر فرائد در ابتداى اين درس در مقدار حركت اولى و مطالب ديگر گويد :يقطع حيث لفظ واحد قيلا من سطح ثان هغ قصو ميلا والثانى كرسى و عرش اطلس فى السبع خنس جوار كنس در بيت نخستين گويد : به مقدار زمان گفتن لفظ([ واحد])بدون تنوين حركت معدل در سطح منطقة البروج بمسافت پنجهزار و يكصد و نود و شش ميل شرعى كه يكهزار و هفتصد و سى و دو فرسخ است خواهد بود . و اين مطلب را از قبسات مير نقل كرده است . سخن حاجى بدان ماند كه شاعرى در وصف معراج گفته است([ : چو گفتى رفت و آمد رفت و آمد]). آرى شيخ رئيس در آخر رساله معراج در مراجعت حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و