دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
و آنرا حركت ممثل گفتند يعنى مثل ثوابت در بيست و چند هزار سال دورى طى مى كنند و در هيئت جديد فرنگى نيز اين مشهود است و در جداول زيج ضبط كرده اند . ديگر مشاهده كردند كه پنج ستاره متحيره كه در قرآن كريم بنام الخنس الجوار الكنس آمده است در هنگام حركت گاه مى ايستند و پس از مدتى توقف از همان راه كه آمده اند برمى گردند و باز توقفى مى كنند و براه مستقيم خود مى روند و از اينجهت آنها را متحيره گفتند و اختلاف آنها را حركت تدوير گويند و در هيئت فرنگى آنرا نسبت به آميختن حركت زمين و متحيره مى دهند . افلاك و مداراتى كه براى نظم اين حركات لازم شمردند نه فلك كلى است و هر يك از هفت فلك بچند فلك ديگر تجزيه مى شود : مثلا فلك چهارم كه فلك خورشيد است يك فلك كلى است و بدو قسمت تجزيه ميشود . و فلك پنجم كه فلك مريخ است و ششم كه از آن مشترى است و هفتم كه از آن زحل است هر يك سه قسمت مى شوند . و فلك عطارد و ماه هر يك به چهار فلك .و منجمين فرنگستان بى آنكه آسمان جسمانى ثابت كنند اين مدارات و حركات را انكار ندارند و بالجمله نتيجه وجود افلاك را معتقدند و اصل آنرا منكر مانند كسى كه مى بيند قطعه ابراز پيش مرغ پرنده دور مى شود نمى داند حركت ابر است يا پرنده . و مجموع اين افلاك نه گانه پس از تجزيه بيست و چهار فلك مى شوند :قمر و عطارد هر يك را چهار فلك و زهره را سه و خورشيد را دو فلك و هر يك از سه كوكب ديگر را سه فلك و با اضافه هشتم و نهم بيست و چهار مى شود و ترتيب آنها چنانست كه در اين شعر :قمر است و عطارد و زهره شمس و مريخ و مشترى و زحل و شماره ستارگان ثوابت غير محصور است و آنچه رصد كرده يعنى جاى آنرا در آسمان معين كردند هزار و بيست و چند است . فلك جوزهر قمر فلكى است كه دو نقطه كسوف و خسوف معروف بعقده راس و ذنب را در هيجده سال و چند ماه از جاى خود منتقل مى كند و دورى مى پيمايد و كشف اين حركت از كلدانيان است]). اين بود بيان حضرت استاد علامه شعرانى رضوان الله تعالى عليه در اينمقام كه از شرح فارسى آنجناب بر تجريد الاعتقاد خواجه طوسى نقل كرده ايم . ( ص 199 203 ط 1 ) فائده
مشابه مطلب مذكور اعنى([ مقدار مسافت حركت معدل بمقدار زمان گفتن كلمه واحد])حديثى بدين صورت ماثور