هر گاه كوكب بر سمت راس بود خط - ب ح - با خط - ا ح - منطبق و متحد شود و هر دو به يك نقطه رسند و اختلاف منظر در اين صورت منتفى بود پس اختلاف منظر آنگاه بوقوع مى رسد كه آن دو خط مختلف باشند يعنى بر كوكب متقاطع شوند . و چون متقاطع شوند آن خطى كه از موضع بصر رائى يعنى نقطه - ب - رفته باشد و بفلك البروج و ان شئت قلت بسطح فلك اعلى منتهى شود همواره بافق نزديكتر باشد از آن خطى كه از مركز زمين يعنى ا رفته باشد چنانكه اين خط كه از مركز زمين رفته باشد همواره بسمت راس نزديكتر بود از آن خط كه از موضع بصر ناظر رفته باشد . و ديگر اين كه در درس 29 دانسته شده است كه وزان دائره وسط السماء رويت يعنى دائره عرض اقليم رؤيت با دائره منطقة البروج وزان دائره نصف النهار با دائره معدل النهار است كه بدين سبب آنرا دائره عرض منطقة البروجى گفته ايم و نيز در درس 56 در نسب دوائر عظام با يكديگر در نسبت چهل و پنجم دانسته ايم كه نسبت دائره وسط السماء رؤيت با دائره ارتفاع عموم و خصوص من وجه است و زمان انطباق ايشان وقتى است كه مركز كوكب يا نقطه مفروض كه گرفتن ارتفاع او مطلوبست بر دائره وسط السماء برؤيت واقع شود . پس هر گاه دائره ارتفاع دائره وسط السماء برؤيت شده است اعنى اين دو دائره باهم منطبق و متحد شده اند موضع هر دو نقطه يكى طرف خط شعاع رؤيت ا ح و ديگر خط شعاع رؤيت ب ح از منطقة البروج يكى خواهد بود و تفاوتى بحسب اختلاف موضع حقيق كوكب و موضع مرئى آن صورت نمى يابد يعنى اختلاف بحسب طول فقط منتفى بود . مثلا در شكل 43 ( ش 43 ) دائره د و افق بود بر قطب ب كه هم ب سمت الراس است و هم موضع ناظر بر سطح ارض بحسب تسطيح . ول ه ر منطقة البروج بر قطب ط . ول اول حمل كه يكى از دو نقطه اعتدال است . و ل م معدل بوده باشد . و ح كوكب قمر مثلا . پس ح د قوس ارتفاع بود . و ب ه عرض اقليم رؤيت . ول ه طول كوكب كه تقويم آنست . و مقصود اين است كه