دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كتابى بسيار بسيار گرانقدر و ارزشمند است و به اضعاف بزرگى صورت و معنايش در خور تحسين و تمجيد است .

آن جناب بر تحرير اصول اقليدس خواجه نيز شرحى مبسوط بنام([ تقرير تحرير])بزبان فارسى نوشته است . و همچنين بر متوسطات كه عبارت از اكر و مساكن و مخروطات و مناظر و غيرها باشند . شرح آن در اواخر سلطنت محمد شاه هندى كه زيج محمد شاهى بنام اوست تمام تحرير يافت و تاريخ تمام آن بيست و چهارم محرم روز يكشنبه سال يكهزار و يكصد و شصت هجرى مطابق سال بيست و نهم جلوس محمد شاه هندى است . و مبيضه آن بدست خلف صالح آنجناب به نام محمد على رياضى صورت گرفته است . آغاز آن بعد از تسميه چنين است : ثنائى كه از اندازه مهندس خرد بيرونست شايان صانعى كه خلق سبع سموات و من الارض مثلهن شمه ايست از صنعت كامله او و ستايشى كه از شمار محاسب عقل افزونست سزاوار قادرى كه جعل الشمس ضياء و القمر نورا ذره ايست از قدرت بالغه او الخ . و انجام آن چنين : و كان تمام المبيضه فى غرة جمادى الاخر سنة الف و ست و سبعين من هجرة سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و سلم . و تاريخ تمامت كتابت آن سنه 1197 ه . اينك تا به همين اندازه آشنايى با اختلاف منظر اكتفا مى كنيم و سخن از انكسار نور كه در صدر درس عنوان شده است پيش مى كشيم و از آن نيز باشارت مى گذريم و قسمتى از مقالتى را كه روزگارى پيش از اين در اثناى استخراج تقويم ساليانه نگاشته و درج كرده ايم نقل مى كنيم : هوا جرميست شفاف و از هر طرف بر زمين احاطه دارد و ضخامتش را اعنى حجم و بعدش را از سطح زمين تا محدب آن قدماء قريب هفده فرسنگ و متاخرين حدود بيست فرسنگ گفته اند .

و چون در هوا ذرات متراكم و انباشته است قهرا طبقه بالاى آن رقيق تر از پايين است و هر چه ببالا نزديكتر شود رقتش بيشتر باشد لذا هوا را طبقات عديده بود . و باز غير از كره هوا جسمى بسيار شفاف تر و لطيف تر از هوا موجود است كه آن را اثير گويند چنانكه قدماء كره نار را اثير مى گفتند مثلا در كشف المراد شرح تجريد گويد : و اما النار البسيطه التى هى الفلك الاثير فانها كذلك الخ . ( ص 160 بتصحيح و تحشيه راقم ) كه بر كره اطلاق فلك نيز كرده است اتر كه امروز سر زبان است مفرنس همين اثير است يعنى اثير را بفرانسه تعبير به اتر مى كنندEthe ) ) . اتر جسم رقيق سيال منتشر در فضاء است و بكليه اجسام نفوذ نموده و عامل انتقال نور و حرارت و برق و مانند آنها مى باشد چه اشيايى كه دور از ما واقع اند كه به چشم ظاهر و نمايان مى شوند ناچار بايد يك چيز مخصوصى از مواد شفاف عامل انتقال فيما بين چشم و آن اشياء در فضا موجود باشد . هوا باعث انتشار و تفرق نور و وسيله روشنايى اشياء است . و آثار فجر و شفق و رنگ كبود يا لاجوردى آسمان همه بسته بوجود هوا و طبقات گوناگون آنست . نور يكى از عاملهاى طبيعى است كه بواسطه اثر او در شبكه چشم عمل ابصار براى ما حاصل مى گردد و آن شعبه علم فيزيك را كه از حقيقت و

/ 526