قوله سبحانه([ : و هو الذى خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون [). ( الانبياء 34 ) و قوله تعالى شأنه : ([ لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الليل سابق النهار و كل في فلك يسبحون[). ( يس 41 ) بحث از فلك هم در طبيعيات و الهيات فلسفه به ميان آمده است و هم در كتب هيئت و هر يك را در اثبات آن نظرى خاص است كه گفته آيد . اما در طبيعيات فلسفه يكبار براى اثبات محدد الجهات بحث از فلك را پيش كشيده اند كه ماهيت و صورت آن چيست و يكبار براى اثبات محرك اجرام علومى كهستارگانند . سپس مسائلى متفرع بر اثبات افلاك در الهيات فلسفه ذكر كرده اند . اما در علم هيئت غرض و نظر اولى از افلاك فقط مدارات و دوائر است . پس از آن براى تسهيل در تفهيم انواع حركات كواكب افلاك مجسمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير كرده اند . و در حقيقت بحث از افلاك مجسمه در كتب هيئت دخيل و استطرادى است نه اصيل و استقلالى . و به تعبيرى بحث از افلاك مجسمه در علم هيئت نظير بحث از الفاظ در علم منطق است .