دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دوستدار دانش است چنان كه صوفيه معرب سوفيه يونانى است . علامه بيرونى در ماللهند فرمايد : ([ السوفية و هم الحكماء فان سوف باليونانية : الحكمة . و لما ذهب في الاسلام قوم قريب من رأيهم سموا باسمهم]). ( ماللهند - ط حيدرآباد دكن - ص 24 ) واژه دكتر كلمه فرانسوى است در فرانسه عالم در هر رشته را دكتر گويند و در مرز و بوم ما اطلاق آن بر پزشك غلبه دارد . دكترى دين دار است و ديگرى بى دين و هر دو در اين اسم شريك . غرض اين كه بايد ميان منجم الهى به معنى عالم به تنجيم و منجمى كه بقول صدوق([ : هو الذى يقول بقدم الفلك و لا يقول بمفلكه و خالقه عزوجل])فرق گذاشت كه لعن و تكذيب و ايعاد نار ناظر به عقيدت باطل اوست كه مبدء عالم أعنى خداى تعالى را انكار دارد و كواكب را بذاتها مؤثر داند نه به علم هيأت و نجوم . ([ فما لهولاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا]). ( النساء 79 ) . شيخ محمود عارف شبسترى در گلشن راز ناظر به منجم به معنى دوم است كه گفت :

منجم چون زايمان بى نصيب است اثر گويد كزين شكل غريب است

تبصره سوم

اين كه نوشته هائى ديروزى و امروزى را از آشنا و بيگانه مى بينيم كه دانسته يا ندانسته به دوستى يا دشمنى بسى از شايعات و عادات و عرفيات را به قرآن و اسلام اسناد مى دهند كه اگر اندكى از بسيار و مشتى از خروار را به قلم آوريم بايد بيهوده و ياوه دفترى كلان را انباشته و آكنده از مهمل بنگاريم .

قرآن كريم منطق وحى و حق محض و صدق مطلق است . قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند . شرط انصاف اين است كه مسائل و وقايع را از خبره بدانها كه عالم روحانى اسلام شناس واقعى است بپرسند و هرچه را كه در ميان طوائف مسلمانان و جامعه آنان پديد آمده است به اسلام و قرآن اسناد ندهند . قرآن و عالم و آدم از قلم اعلاى يك حقيقت نگاشته شده اند([ بالعدل قامت السماوات و الأرض]). كريستف كلمب در ژامائيك با عده قليلى از گرسنگى مشرف به هلاكت بود از تقويم وقوع خسوفى را مى دانست به مردم گفت اگر آذوقه بما ندهيد ماه را به غضب مى آورم همان شب ماه مى گرفت چون خسوف شروع شد مردم روى دست و پاى او افتاده و آنچه مى خواست دادند . ( تحفة الافلاك هدايت - ط 1 چاپ سنگى - ص 279 ) . مشابه آن را عليقلى ميرزا در فلك السعادة آورده است كه : ([ حكيم دانشمند كريستوف كولومبس

/ 526