فلك نهم
ذكر مطالب رئيسه رساله كه به منزلت فذلكه مباحث آنست :1 - افلاك در علم هيئت از قديم الدهر به معنى مدارات اجرام اند و عالم رياضى به جز آن نظر ندارد چنانكه ابوريحان بيرونى در قانون و دانشمندان ديگر در كتب و رسائلشان بلكه بطليموس در مجسطى تصريح كرده اند كه عالم رياضى را خطوط مجرد از افلاك مجسم كفايت است و بطليموس در مجسطى اصلا " التفات به تجسيم افلاك ننموده است و متعرض بدان نشده است .2 - افلاك به معنى مدارات و دوائر در علم هيئت تعبير به([ فلك رياضى])و ([ هيئت غير مجسمه])نيز مى شود .
3 - تعبير به([ فلك])شيواتر از تعبير به([ مدار])و مانند آنست .
4 - دانشمندان هيوى فلك را بر جسم كره مطلقا خواه عنصرى و خواه سماوى اطلاق كرده اند .
5 - ابوريحان بيرونى([ فلك])را بر دائره نصف النهار و ديگر دوائر عظام اطلاق كرده است .
6 - تجسيم افلاك مسأله طبيعى است و مربوط به فلسفه است نه هيئت .7 - در علم هيأت براى تسهيل تعليم و تعلم و تفهيم انواع حركات كواكب افلاك مجسمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير شده است و از آن تعبير به([ هيئت مجسمه ])مى شود .
8 - فرضيه([ افلاك مجسمه])علم هيئت در كتب فلاسفه رسوخ كرده است و مأخذ عقيدت فلكى جسمانى فلاسفه شده است .
9 - در طبيعيات فلسفه براى اثبات مشخص و محدد جهات طبيعى علو مطلق و سفل مطلق فلكى مجسم قائل شده اند و آن را([ محدد الجهات])ناميدند .
10 - با محقق بودن قوه جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلكى مجسم به نام محدد الجهات نيست .
11 - ثابت بن قره كه از دانشمندان رياضى و هيوى بزرگ پيشين است به چند قرن قبل از اسحاق نيوتن قائل به قوه جاذبه زمين بوده است .
12 - پيشينيان قائل به حركت وضعى و انتقال زمين بوده اند و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبوده اند .
13 - در طبيعيات فلسفه براى اثبات مبادى حركات گوناگون قائل به افلاك مجسمه شده اند .
14 - دانشمند هيوى اگر چه زمين را متحرك بداند بايد در مقام اعمال رصدى آن را ساكن فرض كند تا حركات و اوضاع كواكب را نسبت بدان بدست آورد .
15 - توهم گشتن كرات كواكب به گرد كره زمين چنانست كه كسى تخيل كند به مثل كوهى مجذوب دانه خردلى است و به گرد او مى كردد و عكس آن را غلط بداند .
16 - در جوامع روائى اطلاق فلك در ملكوت عالم نيز بكار رفته است