از آنچه در اين توضيح گفته ايم معلوم شده است كه هميشه قوسى از دائره ماره باقطار اربعه كه بين راس منقلب و قطب معدل النهار از جانب اقرب افتد بقدر تمام ميل كلى بود و چون راس منقلب به دائره نصف النهار رسد دائره نصف النهار رسد دائره نصف النهار با دائره ماره به اقطاب اربعه متحد گردند و در آفاق مائله قسم ششم در جانب قطب ظاهر آن را دو ارتفاع بود . در اين شكل ( ش([ ( 14 ا ب ح د])دائره افق بر قطب([ ه])به وضع طبيعى نه رسم جغرافيائى كه([ ا])نقطه جنوب و([ ح])نقطه شمال بر افق بود در بلد قسم ششم كه از آفاق ذات ظل دائر است و عرض آن بيش از تمام ميل كلى و كم از ربع دور است . و([ ام ح ى])دائره نصف النهار([ . و ب ر د])معدل النهار بر قطب است و([ م ط([ ] [( ح ب ى د])منطقة البروج بر قطب([ ط])پس ([ ح ك ل])مدار منقلب ظاهر است و([ م ط([ ] [( ح و])ميل كلى است . و([ ح م([ ] [( م ك])تمام ميل كلى است . و([ ه و])مساوى است با([ ح م])كه عرض بلد است .و([ ح ك])ارتفاع اصغر منقلب است و([ ح ا])ارتفاع اعظم آن و([ و ا([ ] [( ح ر ])تمام عرض بلد كه([ و ا])ارتفاع