مردان علم در میدان عمل جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مردان علم در میدان عمل - جلد 7

نعمت الله حسینی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شاعر و فيلسوف پاكستانى محمد اقبال لاهورى م 1317 شمسى در مثنوى جاويد نامه پاره اى از افكار سيد جمال الدين را بيان كرده ، او به راهنمائى پير رومى به سير مى پردازد، و در فلك (عطارد) به زيارت ارواح جمال الدين و سعيد حليم پاشا نائل مى گردد:




  • من برو مى گفتم اين صحرا خوش است
    من نيابم از حيات اينجا نشان
    گفت رومى اين مقام اولياست
    بوالبشر چون رخت از فردوس بست
    اين فضاها سوز آهش ديده است
    خيز تا ما را نماز آيد به دست
    رفتم و ديدم دو مرد اندر قيام
    سيد السادات مولانا جمال
    زنده از گفتار او سنگ و سفال



  • در كهستان شورش دريا خوش است
    از كجا مى آيد آواز اذان ؟
    آشنا اين خاكدان با خاك ماست
    يك دو روزى اندر اين عالم نشست
    ناله هاى صبحگاهش ديده است
    يك دو دم سوز و گداز آيد به دست
    مقتدار تار تار و افغانى امام
    زنده از گفتار او سنگ و سفال
    زنده از گفتار او سنگ و سفال



سپس چنانكه ياد شد، به بيان افكار سيد جمال الدين مى پردازد كه همه خواندنى است و در خور دقت . رجوع كنيد به جاويد نامه سليم بك العنحورى گويد: سيد جمال الدين عادت داشت كه همه روز را در خانه بماند اما چون شب مى شد، از خانه بيرون مى آمد، عصا در دست به قهوه خانه اى مى رفت نزديك از بكيه . در آنجا در صدر گروهى مى نشست كه به شكل نيم دايره گرد او جمع مى شدند، گروهى مركب از اديب ، شاعر، فلسفه دان ، پزشك ، شيميدان ، مورخ ، جغرافيدان ، مهندس ، طبيعيدان ...

اين جماعت مشكلترين سوالات و پيچيده ترين مطالب را مى پرسيدند سيد همه را پاسخ مى داد با زبان عربى فصيح و همه شنوندگان را قانع و راضى مى كرد و شب بر او و آنان همين گونه مى گذشت تا سپيده دمان آنگاه بر مى خاست و حساب همه را خود به قهوه چى مى پرداخت و به خانه باز مى گشت . (249)

/ 362